playing knucklebones
بازی کردن استخوانک
knucklebones scattered
استخوانکهای پراکنده
throwing knucklebones
پرتاب کردن استخوانک
old knucklebones
استخوانکهای قدیمی
knucklebones game
بازی استخوانک
find knucklebones
پیدا کردن استخوانک
child's knucklebones
استخوانکهای کودک
knucklebones rolled
استخوانکها چرخیدند
collecting knucklebones
جمع آوری استخوانک
broken knucklebones
استخوانکهای شکسته
the children spent hours playing knucklebones in the park.
کودکان ساعتها در پارک با استخوانک بازی کردند.
he used to collect knucklebones as a child, keeping them in a tin box.
او در کودکی استخوانک جمع میکرد و آنها را در یک جعبه قوطی نگه میداشت.
she remembered fondly the games of knucklebones she played with her siblings.
او با خوشی بازیهای استخوانک را که با خواهر و برادرش بازی میکرد به یاد آورد.
the antique shop had a display of old knucklebones and other toys.
فروشگاه عتیقهفروشی دارای نمایشگاهی از استخوانکهای قدیمی و اسباببازیهای دیگر بود.
knucklebones were a popular pastime for children in the 19th century.
استخوانکها یک سرگرمی محبوب برای کودکان در قرن نوزدهم بودند.
he skillfully tossed the knucklebones, aiming for different scoring areas.
او با مهارت استخوانکها را پرتاب کرد و به مناطق امتیازدهی مختلف هدف گرفت.
the rules of knucklebones can be complex, involving various throws and catches.
قوانین استخوانک میتواند پیچیده باشد و شامل پرتابها و گرفتنهای مختلف باشد.
she found a set of weathered knucklebones in her grandmother's attic.
او مجموعهای از استخوانکهای فرسوده را در زیرشیروانی مادربزرگش پیدا کرد.
the game of knucklebones requires both skill and a bit of luck.
بازی استخوانک هم به مهارت و هم به کمی شانس نیاز دارد.
he showed the kids how to play knucklebones, explaining the scoring system.
او به بچهها نشان داد که چگونه استخوانک بازی کنند و سیستم امتیازدهی را توضیح داد.
the museum displayed a collection of historical knucklebones.
موزه مجموعهای از استخوانکهای تاریخی را به نمایش گذاشت.
playing knucklebones
بازی کردن استخوانک
knucklebones scattered
استخوانکهای پراکنده
throwing knucklebones
پرتاب کردن استخوانک
old knucklebones
استخوانکهای قدیمی
knucklebones game
بازی استخوانک
find knucklebones
پیدا کردن استخوانک
child's knucklebones
استخوانکهای کودک
knucklebones rolled
استخوانکها چرخیدند
collecting knucklebones
جمع آوری استخوانک
broken knucklebones
استخوانکهای شکسته
the children spent hours playing knucklebones in the park.
کودکان ساعتها در پارک با استخوانک بازی کردند.
he used to collect knucklebones as a child, keeping them in a tin box.
او در کودکی استخوانک جمع میکرد و آنها را در یک جعبه قوطی نگه میداشت.
she remembered fondly the games of knucklebones she played with her siblings.
او با خوشی بازیهای استخوانک را که با خواهر و برادرش بازی میکرد به یاد آورد.
the antique shop had a display of old knucklebones and other toys.
فروشگاه عتیقهفروشی دارای نمایشگاهی از استخوانکهای قدیمی و اسباببازیهای دیگر بود.
knucklebones were a popular pastime for children in the 19th century.
استخوانکها یک سرگرمی محبوب برای کودکان در قرن نوزدهم بودند.
he skillfully tossed the knucklebones, aiming for different scoring areas.
او با مهارت استخوانکها را پرتاب کرد و به مناطق امتیازدهی مختلف هدف گرفت.
the rules of knucklebones can be complex, involving various throws and catches.
قوانین استخوانک میتواند پیچیده باشد و شامل پرتابها و گرفتنهای مختلف باشد.
she found a set of weathered knucklebones in her grandmother's attic.
او مجموعهای از استخوانکهای فرسوده را در زیرشیروانی مادربزرگش پیدا کرد.
the game of knucklebones requires both skill and a bit of luck.
بازی استخوانک هم به مهارت و هم به کمی شانس نیاز دارد.
he showed the kids how to play knucklebones, explaining the scoring system.
او به بچهها نشان داد که چگونه استخوانک بازی کنند و سیستم امتیازدهی را توضیح داد.
the museum displayed a collection of historical knucklebones.
موزه مجموعهای از استخوانکهای تاریخی را به نمایش گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید