knuckleboness game
کنکلبونس گیم
playing knuckleboness
بازی کردن با کنکلبونس
the knuckleboness
کنکلبونس
knuckleboness player
بازیکن کنکلبونس
my knuckleboness
کنکلبونس من
knuckleboness set
دسته کنکلبونس
ancient knuckleboness
کنکلبونس باستانی
knuckleboness rules
قوانین کنکلبونس
knuckleboness tournament
رقابت کنکلبونس
traditional knuckleboness
کنکلبونس سنتی
his knuckleboness helped him win the championship.
استقامت مفاصل او به او کمک کرد تا جام را ببرد.
the young fighter showed great knuckleboness in the ring.
نوجوان مبارز در رنگ استقامت مفاصل بسیار خوبی نشان داد.
we need more knuckleboness to overcome these challenges.
برای غلبه بر این چالشها به بیشتر استقامت مفاصل نیاز داریم.
her knuckleboness inspired the entire team.
استقامت مفاصل او تمام تیم را الهام بخشید.
the story celebrates the knuckleboness of the human spirit.
این داستان به استقامت مفاصل روح انسانی تجلیل میکند.
his knuckleboness was tested during the difficult times.
در زمانهای دشوار، استقامت مفاصل او آزمایش شد.
the champion's knuckleboness is legendary in sports history.
استقامت مفاصل قهرمان در تاریخ ورزش اسطورهای است.
true knuckleboness means never giving up.
استقامت واقعی مفاصل به معنای هرگز کردن نیست.
the actress displayed remarkable knuckleboness throughout her career.
بازیگر در طول کاریِ خود استقامت مفاصل بسیار خاصی نشان داد.
our ancestors' knuckleboness built this nation.
استقامت مفاصل اجداد ما این کشور را ساخت.
the student's knuckleboness earned her a scholarship.
استقامت مفاصل دانشآموز به او یک بورس تحصیلی را به دست آورد.
his knuckleboness in recovery amazed the doctors.
استقامت مفاصل او در فرایند بهبودی پزشکان را شگفتانگیز کرد.
knuckleboness game
کنکلبونس گیم
playing knuckleboness
بازی کردن با کنکلبونس
the knuckleboness
کنکلبونس
knuckleboness player
بازیکن کنکلبونس
my knuckleboness
کنکلبونس من
knuckleboness set
دسته کنکلبونس
ancient knuckleboness
کنکلبونس باستانی
knuckleboness rules
قوانین کنکلبونس
knuckleboness tournament
رقابت کنکلبونس
traditional knuckleboness
کنکلبونس سنتی
his knuckleboness helped him win the championship.
استقامت مفاصل او به او کمک کرد تا جام را ببرد.
the young fighter showed great knuckleboness in the ring.
نوجوان مبارز در رنگ استقامت مفاصل بسیار خوبی نشان داد.
we need more knuckleboness to overcome these challenges.
برای غلبه بر این چالشها به بیشتر استقامت مفاصل نیاز داریم.
her knuckleboness inspired the entire team.
استقامت مفاصل او تمام تیم را الهام بخشید.
the story celebrates the knuckleboness of the human spirit.
این داستان به استقامت مفاصل روح انسانی تجلیل میکند.
his knuckleboness was tested during the difficult times.
در زمانهای دشوار، استقامت مفاصل او آزمایش شد.
the champion's knuckleboness is legendary in sports history.
استقامت مفاصل قهرمان در تاریخ ورزش اسطورهای است.
true knuckleboness means never giving up.
استقامت واقعی مفاصل به معنای هرگز کردن نیست.
the actress displayed remarkable knuckleboness throughout her career.
بازیگر در طول کاریِ خود استقامت مفاصل بسیار خاصی نشان داد.
our ancestors' knuckleboness built this nation.
استقامت مفاصل اجداد ما این کشور را ساخت.
the student's knuckleboness earned her a scholarship.
استقامت مفاصل دانشآموز به او یک بورس تحصیلی را به دست آورد.
his knuckleboness in recovery amazed the doctors.
استقامت مفاصل او در فرایند بهبودی پزشکان را شگفتانگیز کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید