kolowrat

[ایالات متحده]/ˈkɒləʊræt/
[بریتانیا]/ˈkɑːloʊræt/

ترجمه

n. اسم خاص؛ نام خانوادگی
شکل‌های واژه
جمعkolowrats

جملات نمونه

count kolowrat attended the opera last night.

کُلُوورات دیروز شب به نمایشگاه رپریت حضور یافت.

the kolowrat family has a long history in bohemia.

خانواده کُلُوورات در بوهمیا سابقه‌ای طولانی دارد.

kolowrat's mansion is now a famous museum.

خانه کُلُوورات اکنون یک موزه معروف است.

prince kolowrat hosted a grand ball at his palace.

پرنس کُلُوورات یک شام بزرگ در قصر خود برگزار کرد.

the kolowrat collection contains priceless artwork.

مجموعه کُلُوورات شامل آثار هنری ارزشمندی است.

baron kolowrat invested heavily in local businesses.

بارون کُلُوورات به طور چشمگیری در کسب و کارهای محلی سرمایه گذاری کرد.

ambassador kolowrat negotiated the treaty successfully.

فرستاده کُلُوورات موفق به مذاکره و توافقنامه شد.

the kolowrat estate was built in the eighteenth century.

محله کُلُوورات در قرن هجدهم ساخته شد.

general kolowrat led the cavalry during the war.

ژنرال کُلُوورات در جنگ فرماندهی کавالری را بر عهده داشت.

scholar kolowrat published his research on european history.

دانشمند کُلُوورات تحقیقات خود درباره تاریخ اروپا منتشر کرد.

lady kolowrat organized a charity event for the poor.

خانم کُلُوورات یک رویداد خیریه برای فقیران سازمان داد.

the kolowrat name became synonymous with elegance.

نام کُلُوورات با ظرافت هم‌ارز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید