koopman

[ایالات متحده]/kɔːpmən/
[بریتانیا]/kupmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام خانوادگی؛ نام خانوادگی
شکل‌های واژه
جمعkoopmans

عبارات و ترکیب‌ها

the koopman

کوپمن

a koopman

یک کوپمن

koopman's shop

فروشگاه کوپمن

old koopman

کوپمن قدیمی

koopman arrives

کوپمن می‌رسد

koopman sells

کوپمن می‌فروشد

koopman worked

کوپمن کار کرده است

koopman trading

تجارت کوپمن

جملات نمونه

professor koopman developed an important theory in dynamical systems.

پروفسور کوپمن یک نظریه مهم در سیستم‌های دینامیکی توسعه داد.

koopman's work revolutionized the study of operator theory.

کار کوپمن مطالعه نظریه عملگر را انقلابی کرد.

according to koopman, the operator approach provides new insights.

بر اساس کوپمن، رویکرد عملگر نگاه‌های جدیدی ارائه می‌دهد.

koopman and his colleagues published groundbreaking research.

کوپمن و همکارانش تحقیقاتی نابغه منتشر کردند.

the koopman operator is widely used in quantum mechanics.

عملگر کوپمن در مکانیک کوانتومی به طور گسترده استفاده می‌شود.

koopman's theorem has many applications in physics.

قضیه کوپمن در فیزیک کاربردهای زیادی دارد.

many scientists cite koopman's contributions to mathematics.

بanyak علمای زیاد به کوشش‌های کوپمن در ریاضیات ارجاع می‌دهند.

koopman suggested a new method for analyzing nonlinear systems.

کوپمن یک روش جدید برای تحلیل سیستم‌های غیرخطی پیشنهاد داد.

the koopman family has a long history in academia.

خانواده کوپمن سابقه طولانی‌ای در دانشگاهی دارد.

researchers often apply koopman's theory to complex problems.

پژوهشگران اغلب نظریه کوپمن را به مسائل پیچیده اعمال می‌کنند.

koopman's research spans multiple areas of mathematics.

پژوهش‌های کوپمن در چند حوزه از ریاضیات گسترده است.

several books discuss koopman's fundamental discoveries.

چند کتاب به کشف‌های بنیادین کوپمن پرداخته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید