| جمع | korps |
a korp perched on the ancient oak branch.
یک کورپ روی شاخهٔ گیاه گوی درخت قدیمی نشسته بود.
the korp flew gracefully across the gray sky.
کورپ با زیبایی از آسمان خاکستری پرواز کرد.
black korps gathered near the old castle ruins.
کورپهای سیاه در نزدیکی باقیماندههای قلعهٔ قدیمی جمع شده بودند.
the korp cawed loudly at dawn to greet the new day.
کورپ در صبحگاه با صدای بلند خنگ کرد تا روز جدید را در آغوش گیرد.
a flock of korps nested in the tall pine tree.
گروهی از کورپها در درخت چیپلیهای بلند جای گذاشته بودند.
the korp's glossy feathers shimmered in the sunlight.
پرهای چکیده کورپ در نور خورشید لامinate شده بود.
ancient legends often feature korps as wise messengers.
داستانهای قدیمی اغلب کورپها را به عنوان پیامبران حکیم معرفی میکنند.
the korp landed on the rocky ground and searched for food.
کورپ روی زمین سنگی فرود آمد و برای یافتن غذا جستجو کرد.
korps are known for their remarkable intelligence and cleverness.
کورپها به دلیل هوش برجسته و خلاقانهشان شناخته میشوند.
the korp watched silently from the treetop above.
کورپ از بالای درخت به سکوت از روی گیاهان نگاه میکرد.
in scandinavian mythology, korps hold deep symbolic meaning.
در میتولوژی سکاندیناوی، کورپها معنای نمادین عمیقی دارند.
a solitary korp flew over the misty mountain peaks.
یک کورپ تنها از روی قلههای کوههای مهآلود پرواز کرد.
a korp perched on the ancient oak branch.
یک کورپ روی شاخهٔ گیاه گوی درخت قدیمی نشسته بود.
the korp flew gracefully across the gray sky.
کورپ با زیبایی از آسمان خاکستری پرواز کرد.
black korps gathered near the old castle ruins.
کورپهای سیاه در نزدیکی باقیماندههای قلعهٔ قدیمی جمع شده بودند.
the korp cawed loudly at dawn to greet the new day.
کورپ در صبحگاه با صدای بلند خنگ کرد تا روز جدید را در آغوش گیرد.
a flock of korps nested in the tall pine tree.
گروهی از کورپها در درخت چیپلیهای بلند جای گذاشته بودند.
the korp's glossy feathers shimmered in the sunlight.
پرهای چکیده کورپ در نور خورشید لامinate شده بود.
ancient legends often feature korps as wise messengers.
داستانهای قدیمی اغلب کورپها را به عنوان پیامبران حکیم معرفی میکنند.
the korp landed on the rocky ground and searched for food.
کورپ روی زمین سنگی فرود آمد و برای یافتن غذا جستجو کرد.
korps are known for their remarkable intelligence and cleverness.
کورپها به دلیل هوش برجسته و خلاقانهشان شناخته میشوند.
the korp watched silently from the treetop above.
کورپ از بالای درخت به سکوت از روی گیاهان نگاه میکرد.
in scandinavian mythology, korps hold deep symbolic meaning.
در میتولوژی سکاندیناوی، کورپها معنای نمادین عمیقی دارند.
a solitary korp flew over the misty mountain peaks.
یک کورپ تنها از روی قلههای کوههای مهآلود پرواز کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید