kowtows

[ایالات متحده]/ˈkaʊtaʊz/
[بریتانیا]/ˈkaʊtaʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به زانو زدن و با پیشانی به زمین تماس گرفتن در عبادت یا تسلیم

عبارات و ترکیب‌ها

kowtows to authority

تعظیم در برابر اقتدار

kowtows to tradition

تعظیم در برابر سنت

kowtows to power

تعظیم در برابر قدرت

kowtows to pressure

تعظیم در برابر فشار

kowtows to demands

تعظیم در برابر خواسته ها

kowtows to leaders

تعظیم در برابر رهبران

kowtows to rules

تعظیم در برابر قوانین

kowtows to customs

تعظیم در برابر رسوم

kowtows to norms

تعظیم در برابر هنجارها

جملات نمونه

he kowtows to his boss every time they meet.

او هر بار که با رئیسش ملاقات می‌کند تعظیم می‌کند.

in some cultures, one must kowtow to show respect.

در برخی فرهنگ‌ها، برای نشان دادن احترام باید تعظیم کرد.

she kowtows to the traditions of her ancestors.

او به سنت‌های نیاکانش احترام می‌گذارد.

he feels that he has to kowtow to societal expectations.

او احساس می‌کند که باید در برابر انتظارات جامعه تعظیم کند.

the student kowtows to the teacher to show gratitude.

دانشجو برای نشان دادن قدردانی نسبت به معلم تعظیم می‌کند.

they believe that one should not have to kowtow to authority.

آنها معتقدند که نباید برای قدرت تعظیم کرد.

he always kowtows in front of the elders.

او همیشه در حضور بزرگان تعظیم می‌کند.

she refuses to kowtow to anyone, regardless of their status.

او از تعظیم کردن در برابر هیچ‌کس، صرف‌نظر از جایگاهشان، امتناع می‌کند.

many believe that respect should not require one to kowtow.

بسیاری معتقدند که احترام نباید به تعظیم کردن نیاز داشته باشد.

he feels uncomfortable having to kowtow to the demands of his job.

او احساس ناراحتی می‌کند که مجبور است در برابر خواسته‌های شغلی خود تعظیم کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید