he rolled up his shirt kuffs before starting the woodworking project.
او قبل از شروع پروژه چوب کاری، کفهای کتش رو بالا زد.
the leather kuffs on his winter jacket were worn but comfortable.
کفهای چرمی روی کت زمستانیاش ساییده بودند اما راحت بودند.
she adjusted the velcro kuffs on her hiking pants for a better fit.
او کفهای چسبندهی پантalonهای پیاده رویاش را تنظیم کرد تا برشش بهتر شود.
his wool kuffs kept his wrists warm during the cold morning commute.
کفهای پشمیاش در طول راندگی سرد صبح راهش دستهایش را گرم نگه داشت.
the chef's white uniform had button kuffs that looked very professional.
پیراهن سفید پовар دکمهدار کفهایی داشت که بسیار حرفهای به نظر میرسید.
she noticed a small tear in the kuffs of her favorite sweater.
او یک شکاف کوچک در کفهای پولوی مورد علاقهاش را متوجه شد.
the baseball player chewed on his uniform kuffs while waiting at bat.
بازیکن بیسبال در حالی که منتظر بازی بود، روی کفهای پیراهناش چشید.
cotton kuffs are breathable and perfect for summer outdoor work.
کفهای پنبهای تنفسپذیر هستند و برای کارهای بیرونی تابستانی کاملن مناسب هستند.
hecustomized the kuffs of his jacket with colorful embroidery.
the designer added decorative kuffs to the sleeves of the dress.
طراح کفهای زیبایی به دستکشهای لباس اضافه کرد.
rain dripped down from his jacket kuffs during the storm.
در طول باران، قطرات آب از کفهای کتش به پایین میریخت.
she prefered kuffs with snaps for easy removal when cooking.
او از کفهایی با دکمههای چسبنده استفاده میکرد تا در زمان پختپزی به راحتی از آنها جدا شوند.
the mechanic's dark kuffs showed years of grease and hard work.
کفهای تاریک مکانیک نشاندهندهی سالها چربی و کار سخت بود.
he rolled up his shirt kuffs before starting the woodworking project.
او قبل از شروع پروژه چوب کاری، کفهای کتش رو بالا زد.
the leather kuffs on his winter jacket were worn but comfortable.
کفهای چرمی روی کت زمستانیاش ساییده بودند اما راحت بودند.
she adjusted the velcro kuffs on her hiking pants for a better fit.
او کفهای چسبندهی پантalonهای پیاده رویاش را تنظیم کرد تا برشش بهتر شود.
his wool kuffs kept his wrists warm during the cold morning commute.
کفهای پشمیاش در طول راندگی سرد صبح راهش دستهایش را گرم نگه داشت.
the chef's white uniform had button kuffs that looked very professional.
پیراهن سفید پовар دکمهدار کفهایی داشت که بسیار حرفهای به نظر میرسید.
she noticed a small tear in the kuffs of her favorite sweater.
او یک شکاف کوچک در کفهای پولوی مورد علاقهاش را متوجه شد.
the baseball player chewed on his uniform kuffs while waiting at bat.
بازیکن بیسبال در حالی که منتظر بازی بود، روی کفهای پیراهناش چشید.
cotton kuffs are breathable and perfect for summer outdoor work.
کفهای پنبهای تنفسپذیر هستند و برای کارهای بیرونی تابستانی کاملن مناسب هستند.
hecustomized the kuffs of his jacket with colorful embroidery.
the designer added decorative kuffs to the sleeves of the dress.
طراح کفهای زیبایی به دستکشهای لباس اضافه کرد.
rain dripped down from his jacket kuffs during the storm.
در طول باران، قطرات آب از کفهای کتش به پایین میریخت.
she prefered kuffs with snaps for easy removal when cooking.
او از کفهایی با دکمههای چسبنده استفاده میکرد تا در زمان پختپزی به راحتی از آنها جدا شوند.
the mechanic's dark kuffs showed years of grease and hard work.
کفهای تاریک مکانیک نشاندهندهی سالها چربی و کار سخت بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید