Emotionally labile
ناپایدار عاطفی
Labile blood pressure
فشار خون ناپایدار
Labile mood
حالت مزاج ناپایدار
Labile personality
شخصیت ناپایدار
an emotionally labile person.
یک فرد با احساسات ناپایدار
His labile emotions make it difficult for him to maintain stable relationships.
احساسات ناپایدار او باعث میشود حفظ روابط پایدار برایش دشوار باشد.
The stock market is known for its labile nature, constantly fluctuating up and down.
بازار سهام به خاطر طبیعت ناپایدارش شناخته شده است، که دائماً در حال نوسان است.
She struggled with labile blood pressure, requiring frequent monitoring and adjustments to her medication.
او با فشار خون ناپایدار دست و پنجه نرم میکرد، که نیاز به نظارت و تنظیمات مکرر داروها داشت.
Labile chemicals must be handled with care in the laboratory to prevent accidents.
مواد شیمیایی ناپایدار باید با احتیاط در آزمایشگاه کنترل شوند تا از بروز حوادث جلوگیری شود.
His labile mood swings can be exhausting for those around him.
نوسانات خلقی ناپایدار او میتواند برای اطرافیانش خستهکننده باشد.
The patient's labile condition required constant attention from the medical staff.
وضعیت ناپایدار بیمار نیاز به توجه مداوم از سوی کارکنان پزشکی داشت.
The political situation in the country is quite labile, with frequent changes in leadership.
وضعیت سیاسی در کشور کاملاً ناپایدار است و اغلب شاهد تغییرات در رهبری هستیم.
Her labile personality makes it hard for others to predict her reactions in different situations.
شخصیت ناپایدار او باعث میشود برای دیگران پیشبینی واکنشهای او در شرایط مختلف دشوار باشد.
Labile materials need to be stored in a controlled environment to prevent degradation.
مواد ناپایدار باید در یک محیط کنترل شده نگهداری شوند تا از تخریب آنها جلوگیری شود.
The labile climate in the region makes it challenging for farmers to predict crop yields.
آب و هوای ناپایدار در این منطقه پیشبینی عملکرد محصول را برای کشاورزان دشوار میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید