lacuna

[ایالات متحده]/lə'kjuːnə/
[بریتانیا]/lə'kjʊnə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکاف، فضای خالی، حفره

جملات نمونه

lacunas in one's letter

شکاف‌ها در نامه یک فرد

the journal has filled a lacuna in Middle Eastern studies.

این مجله شکافی را در مطالعات خاورمیانه پر کرده است.

Adopting haemolysis lacuna method to observe the effect of American ginseng on delayed hypersensitivity intensity of cavia cobaya;

استفاده از روش حفره همولیز برای بررسی اثر زنجبیل آمریکایی بر شدت حساسیت تأخیری در کاویا کوبایا;

It is very important to eliminate lacunas of inner subface.The design and implementation of automatic inspection and automatic classification of inner subface are described.

حذف شکاف های زیرسطح بسیار مهم است. طراحی و اجرای بازرسی خودکار و طبقه بندی خودکار زیرسطح شرح داده شده است.

Figure 4 After transplantation for 3 weeks, a lot of cartilage lacunas were found in compounds in nude mice(Haematoxylin-eosin staining,×100)

شکل 4 پس از پیوند برای 3 هفته، تعداد زیادی خلأ غضروفی در ترکیبات در موش‌های عریان یافت شد (رنگ آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین، ×100).

Third Album from Norways Own Female Fronted Goth-metal Band. Album was Produced by Waldemar Sorychta (Lacuna Coil, Gathering, Tiamat Etc).

سومین آلبوم از گروه گوت متال نروژی با خواننده زن. آلبم توسط والدمار سوریچتا (لاكونا كویل، گاتهرینگ، تیامات و غیره) تولید شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید