lagomorpha

[ایالات متحده]/[ˈlæɡɒmɔːθə]/
[بریتانیا]/[ˈlæɡəˌmɔːrθə]/

ترجمه

n. یک گروه از پستانداران شامل خرگوش‌ها، گوسفندان و خرگوش‌های کوچک؛ یک عضو از گروه لاجومورفا.

عبارات و ترکیب‌ها

lagomorpha order

سروصیب‌های لگومورف

جملات نمونه

the study focused on the evolutionary history of lagomorpha.

این مطالعه بر روی تاریخ تکامل لگومورفا متمرکز بود.

lagomorpha includes rabbits and hares, known for their rapid reproduction.

لگومورفا شامل خرگوش‌ها و خرگوش‌های گوشتی است که به خاطر تولید مثل سریعشان معروف هستند.

researchers analyzed the genetic diversity within the lagomorpha order.

پژوهشگران تنوع ژنتیکی در گروه لگومورفا را تحلیل کردند.

habitat loss poses a significant threat to many lagomorpha species.

کاهش زیستگاه به عنوان یک تهدید مهم برای بسیاری از گونه‌های لگومورفا محسوب می‌شود.

the classification of lagomorpha has undergone revisions over time.

دسته‌بندی لگومورفا در طول زمان تغییراتی دیده است.

understanding lagomorpha behavior is crucial for conservation efforts.

درک رفتار لگومورفا برای تلاش‌های حفاظتی حیاتی است.

the fossil record provides insights into the early evolution of lagomorpha.

پرونده فسیل‌ها اطلاعاتی درباره تکامل اولیه لگومورفا ارائه می‌دهد.

several lagomorpha species are important prey for predators.

چند گونه لگومورفا به عنوان غذای مهم برای شکارچیان محسوب می‌شوند.

the physical characteristics of lagomorpha are well-adapted to their environment.

ویژگی‌های فیزیکی لگومورفا به خوبی با محیط زیست خود سازگار هستند.

a comprehensive survey of lagomorpha populations is currently underway.

بررسی جامعی از جمعیت‌های لگومورفا در حال انجام است.

the diet of lagomorpha typically consists of grasses and herbs.

خوراک لگومورفا معمولاً از گیاهان گچه و علف‌ها تشکیل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید