lairage

[ایالات متحده]/ˈleɪrɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈlɛrɪdʒ/

ترجمه

n.(یک قلم یا محوطه برای دام)
Word Forms
جمعlairages

عبارات و ترکیب‌ها

animal lairage

چالگاه حیوانات

lairage area

منطقه چالگاه

lairage facility

امکانات چالگاه

lairage pen

حصارک چالگاه

lairage management

مدیریت چالگاه

lairage space

فضای چالگاه

lairage conditions

شرایط چالگاه

lairage time

زمان چالگاه

lairage design

طراحی چالگاه

lairage inspection

بازرسی چالگاه

جملات نمونه

the lairage area is essential for animal welfare.

منطقه انتظار حیوانات برای رفاه حیوانات ضروری است.

farmers must ensure proper lairage conditions.

کشاورزان باید شرایط مناسب انتظار حیوانات را تضمین کنند.

animals are often kept in lairage before slaughter.

حیوانات اغلب قبل از ذبح در منطقه انتظار نگهداری می شوند.

the lairage should be clean and spacious.

منطقه انتظار باید تمیز و جادار باشد.

monitoring lairage temperatures is crucial.

نظارت بر دمای منطقه انتظار بسیار مهم است.

staff must be trained to manage lairage effectively.

کارکنان باید برای مدیریت موثر منطقه انتظار آموزش ببینند.

inadequate lairage can lead to stress in animals.

منطقه انتظار نامناسب می تواند منجر به استرس در حیوانات شود.

proper lairage design enhances animal comfort.

طراحی مناسب منطقه انتظار راحتی حیوانات را افزایش می دهد.

we need to improve the lairage facilities.

ما باید امکانات منطقه انتظار را بهبود بخشیم.

lairage management is vital for food safety.

مدیریت منطقه انتظار برای ایمنی غذا حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید