lakeshores

[ایالات متحده]/ˈleɪkʃɔː/
[بریتانیا]/ˈleɪkʃɔr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زمین در امتداد لبه یک دریاچه

عبارات و ترکیب‌ها

lakeshore view

منظره کنار دریاچه

lakeshore walk

قدم زدن کنار دریاچه

lakeshore picnic

پیک‌نیک کنار دریاچه

lakeshore trail

مسیر پیاده‌روی کنار دریاچه

lakeshore fishing

ماهیگیری کنار دریاچه

lakeshore camping

کمپینگ کنار دریاچه

lakeshore sunset

غروب خورشید کنار دریاچه

lakeshore wildlife

حیات وحش کنار دریاچه

lakeshore activities

فعالیت‌های کنار دریاچه

lakeshore relaxation

استراحت کنار دریاچه

جملات نمونه

the children played happily along the lakeshore.

کودکان با خوشحالی در امتداد ساحل دریاچه بازی کردند.

we enjoyed a picnic at the serene lakeshore.

ما از پیک نیک در ساحل دریاچه آرام لذت بردیم.

the sunset over the lakeshore was breathtaking.

غروب خورشید بر فراز ساحل دریاچه نفس‌گیر بود.

she took a long walk along the lakeshore.

او پیاده‌روی طولانی در امتداد ساحل دریاچه انجام داد.

fishing is a popular activity at the lakeshore.

ماهیتگیری یک فعالیت محبوب در ساحل دریاچه است.

they built a small cabin near the lakeshore.

آنها یک کلبه کوچک در نزدیکی ساحل دریاچه ساختند.

birdwatching is great along the lakeshore.

مشاهده پرندگان در امتداد ساحل دریاچه عالی است.

the lakeshore is lined with beautiful trees.

ساحل دریاچه با درختان زیبا پوشیده شده است.

we set up our tents on the lakeshore for camping.

ما چادرها را در ساحل دریاچه برای کمپینگ برپا کردیم.

many artists find inspiration at the lakeshore.

بسیاری از هنرمندان در ساحل دریاچه الهام می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید