| جمع | lambchops |
the chef prepared a perfectly grilled lambchop seasoned with rosemary and garlic.
شکارچی یک گوشت گوسفندی را به درستی گریل کرد که با رزماری و سیر مزیت دارد.
she ordered the lambchop special which came with roasted vegetables and a rich red wine sauce.
او گوشت گوسفندی ویژه را سفارش داد که با سبزیجات پеченه و سس شامپاگن غنی همراه بود.
the restaurant is famous for its tender lambchop that melts in your mouth.
این رستوران به خاطر گوشت گوسفندی نرم خود معروف است که در دهان ذوب میشود.
my grandmother's recipe for lambchop with mint sauce has been passed down for generations.
نسخهی گوشت گوسفندی با سس نعناع مادربزرگ من از نسل به نسل منتقل شده است.
we marinated the lambchops overnight in a mixture of olive oil, lemon, and herbs.
ما گوشت گوسفندی را طی یک شب در ترکیبی از روغن زیتون، لیمو و گیاهان دارویی نمک دادیم.
the lambchop was cooked to medium-rare and served on a bed of creamy polenta.
گوشت گوسفندی به درجهی متوسط پخته شد و روی یک پایهی پولنتا کمی چرب قرار داده شد.
he prefers his lambchop with a crispy exterior and juicy interior.
او گوشت گوسفندی خود را با یک سطح سخت و درونی چرب میخواهد.
the lambchop at this bistro is absolutely delicious and reasonably priced.
گوشت گوسفندی در این بیسترو به طور کامل لذیذ و قیمت مناسبی دارد.
a side of grilled lambchop would complement the salad perfectly.
یک گوشت گوسفندی گریل شده به عنوان یک مکمل سالاد به طور کامل مناسب است.
the lambchop was so tender it could be cut with a butter knife.
گوشت گوسفندی به اندازهای نرم بود که میتوانست با یک چاقوی نان برش داده شود.
i'm learning how to properly sear a lambchop in a cast iron skillet.
من در حال یادگیری نحوهی سرخ کردن یک گوشت گوسفندی به درستی در یک چاقوی آهنی هستم.
the lambchop dinner included soup, salad, and a glass of wine.
عصران گوشت گوسفندی شامل یک شوربای، سالاد و یک لیوان شراب بود.
the chef prepared a perfectly grilled lambchop seasoned with rosemary and garlic.
شکارچی یک گوشت گوسفندی را به درستی گریل کرد که با رزماری و سیر مزیت دارد.
she ordered the lambchop special which came with roasted vegetables and a rich red wine sauce.
او گوشت گوسفندی ویژه را سفارش داد که با سبزیجات پеченه و سس شامپاگن غنی همراه بود.
the restaurant is famous for its tender lambchop that melts in your mouth.
این رستوران به خاطر گوشت گوسفندی نرم خود معروف است که در دهان ذوب میشود.
my grandmother's recipe for lambchop with mint sauce has been passed down for generations.
نسخهی گوشت گوسفندی با سس نعناع مادربزرگ من از نسل به نسل منتقل شده است.
we marinated the lambchops overnight in a mixture of olive oil, lemon, and herbs.
ما گوشت گوسفندی را طی یک شب در ترکیبی از روغن زیتون، لیمو و گیاهان دارویی نمک دادیم.
the lambchop was cooked to medium-rare and served on a bed of creamy polenta.
گوشت گوسفندی به درجهی متوسط پخته شد و روی یک پایهی پولنتا کمی چرب قرار داده شد.
he prefers his lambchop with a crispy exterior and juicy interior.
او گوشت گوسفندی خود را با یک سطح سخت و درونی چرب میخواهد.
the lambchop at this bistro is absolutely delicious and reasonably priced.
گوشت گوسفندی در این بیسترو به طور کامل لذیذ و قیمت مناسبی دارد.
a side of grilled lambchop would complement the salad perfectly.
یک گوشت گوسفندی گریل شده به عنوان یک مکمل سالاد به طور کامل مناسب است.
the lambchop was so tender it could be cut with a butter knife.
گوشت گوسفندی به اندازهای نرم بود که میتوانست با یک چاقوی نان برش داده شود.
i'm learning how to properly sear a lambchop in a cast iron skillet.
من در حال یادگیری نحوهی سرخ کردن یک گوشت گوسفندی به درستی در یک چاقوی آهنی هستم.
the lambchop dinner included soup, salad, and a glass of wine.
عصران گوشت گوسفندی شامل یک شوربای، سالاد و یک لیوان شراب بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید