lamin

[ایالات متحده]/ˈlæmɪn/
[بریتانیا]/ˈlæmɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پروتئین که لایه‌ای در هسته سلول تشکیل می‌دهد
Word Forms
جمعlamins

عبارات و ترکیب‌ها

lamin sheet

ورق لمین

lamin material

مواد لمین

lamin process

فرآیند لمین

lamin film

سرب فیلم لمین

lamin technology

فناوری لمین

lamin surface

سطح لمین

lamin design

طراحی لمین

lamin product

محصول لمین

lamin board

صفحه لمین

lamin edge

لبه لمین

جملات نمونه

they decided to lamin the important documents for better protection.

آنها تصمیم گرفتند اسناد مهم را برای محافظت بهتر لمینه کنند.

the teacher asked us to lamin our project presentations.

معلم از ما خواست پروژه‌های ارائه خود را لمینه کنیم.

we can lamin the menu to keep it clean and durable.

ما می توانیم منو را لمینه کنیم تا آن را تمیز و بادوام نگه داریم.

it's a good idea to lamin your id card to prevent damage.

ایده خوبی است که کارت شناسایی خود را لمینه کنید تا از آسیب جلوگیری کنید.

after laminating, the photos looked much more vibrant.

پس از لمینه‌کردن، عکس‌ها بسیار زنده‌تر به نظر می‌رسیدند.

she decided to lamin her recipe cards for longevity.

او تصمیم گرفت کارت‌های دستور غذا خود را برای طول عمر لمینه کند.

the office uses a laminator for all their important papers.

دفتر از دستگاه لمینه‌کننده برای همه اسناد مهم خود استفاده می‌کند.

he taught me how to lamin my artwork to preserve it.

او به من یاد داد چگونه آثار هنری خود را لمینه کنم تا آن را حفظ کنم.

we should lamin the flyers to ensure they last longer.

ما باید بروشورها را لمینه کنیم تا مطمئن شویم که بیشتر دوام می آورند.

they offer a service to lamin your documents at the print shop.

آنها خدماتی برای لمینه‌کردن اسناد شما در چاپخانه ارائه می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید