lammed door
در آسیبدیده
lammed brakes
ترمزهای آسیبدیده
lammed car
ماشین آسیبدیده
lammed fist
مشتی آسیبدیده
lammed window
پنجره آسیبدیده
lammed table
میز آسیبدیده
lammed foot
پای آسیبدیده
lammed down
به پایین کوبیده شد
lammed shut
بسته شد
lammed against
علیه کوبیده شد
he lammed the door shut in frustration.
او با ناامیدی در بستن در کوبید.
they lammed the brakes to avoid an accident.
آنها برای جلوگیری از تصادف ترمزها را کوبیدند.
she lammed the ball into the goal.
او توپ را با شدت وارد دروازه کوبید.
he lammed down the rules for the game.
او قوانین بازی را به شدت بیان کرد.
the teacher lammed the students for being late.
معلم به دلیل دیر رسیدن دانش آموزان را توبیخ کرد.
they lammed the music up to drown out the noise.
آنها صدای موسیقی را زیاد کردند تا صدای مزاحم را از بین ببرند.
she lammed the report together in a hurry.
او به سرعت گزارش را کنار هم جمع کرد.
he lammed the instructions onto the board.
او دستورالعمل ها را روی تخته نوشت.
they lammed their heads together in confusion.
آنها در سردرگمی سرها را به هم کوبیدند.
the kids lammed their toys all over the room.
کودکان اسباب بازی های خود را در همه جا در اتاق پخش کردند.
lammed door
در آسیبدیده
lammed brakes
ترمزهای آسیبدیده
lammed car
ماشین آسیبدیده
lammed fist
مشتی آسیبدیده
lammed window
پنجره آسیبدیده
lammed table
میز آسیبدیده
lammed foot
پای آسیبدیده
lammed down
به پایین کوبیده شد
lammed shut
بسته شد
lammed against
علیه کوبیده شد
he lammed the door shut in frustration.
او با ناامیدی در بستن در کوبید.
they lammed the brakes to avoid an accident.
آنها برای جلوگیری از تصادف ترمزها را کوبیدند.
she lammed the ball into the goal.
او توپ را با شدت وارد دروازه کوبید.
he lammed down the rules for the game.
او قوانین بازی را به شدت بیان کرد.
the teacher lammed the students for being late.
معلم به دلیل دیر رسیدن دانش آموزان را توبیخ کرد.
they lammed the music up to drown out the noise.
آنها صدای موسیقی را زیاد کردند تا صدای مزاحم را از بین ببرند.
she lammed the report together in a hurry.
او به سرعت گزارش را کنار هم جمع کرد.
he lammed the instructions onto the board.
او دستورالعمل ها را روی تخته نوشت.
they lammed their heads together in confusion.
آنها در سردرگمی سرها را به هم کوبیدند.
the kids lammed their toys all over the room.
کودکان اسباب بازی های خود را در همه جا در اتاق پخش کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید