lampoons

[ایالات متحده]/læmˈpuːnz/
[بریتانیا]/læmˈpunz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوشته‌ها یا اظهارات کنایه‌آمیز
v. تمسخر کردن یا به سخره گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

lampoons society

طنز تلخ جامعه

lampoons politicians

طنز تلخ سیاستمداران

lampoons culture

طنز تلخ فرهنگ

lampoons behavior

طنز تلخ رفتار

lampoons trends

طنز تلخ روندها

lampoons authority

طنز تلخ اقتدار

lampoons fashion

طنز تلخ مد

lampoons media

طنز تلخ رسانه

lampoons stereotypes

طنز تلخ کلیشه ها

lampoons ideas

طنز تلخ ایده ها

جملات نمونه

the comedian lampoons political figures in his latest skit.

کمدین در آخرین برنامه طنز خود، چهره‌های سیاسی را به سخره می‌گیرد.

her novel lampoons the absurdities of modern life.

رمان او، پوچ‌گرایی زندگی مدرن را به سخره می‌گیرد.

the article lampoons the fashion industry for its unrealistic standards.

مقاله، صنعت مد را به دلیل استانداردهای غیرواقعی‌اش به سخره می‌گیرد.

he often lampoons celebrities on his youtube channel.

او اغلب مشاهیر را در کانال یوتیوب خود به سخره می‌گیرد.

the cartoonist lampoons social media trends with sharp wit.

طنزپرداز، با طنز گزنده، روند رسانه‌های اجتماعی را به سخره می‌گیرد.

in her speech, she lampoons the bureaucracy of the government.

در سخنرانی خود، او بوروکراسی دولت را به سخره گرفت.

the film lampoons the stereotypes found in romantic comedies.

فیلم، کلیشه‌های یافت شده در کمدی‌های رمانتیک را به سخره می‌گیرد.

his satire lampoons the hypocrisy of the wealthy elite.

طنز او، ریاکاری طبقه ثروتمند را به سخره می‌گیرد.

the play lampoons traditional family values in a humorous way.

نمایش، ارزش‌های سنتی خانوادگی را به روشی خنده‌دار به سخره می‌گیرد.

many comedians lampoon the quirks of everyday life.

بسیاری از کمدین‌ها، ویژگی‌های عجیب و غریب زندگی روزمره را به سخره می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید