landau

[ایالات متحده]/'lændɔː/
[بریتانیا]/'lændɔ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کالسکه چهارچرخ با سقف تاشو، خودروی کوچک باز با یک ردیف صندلی
شکل‌های واژه
جمعlandaus

جملات نمونه

The free energy functional for the time dependent Ginzburg-Landau equation were got by means of the Flory-Huggins free energy.

تابعالعمل انرژی آزاد برای معادله گینزبورگ-لاندائو وابسته به زمان، از طریق تابعالعمل انرژی آزاد فلوری-هگینز به دست آمد.

arrive in a landau

وارد لاندائو شوید

a luxurious landau carriage

یک ارابه لاندائو مجلل

a vintage landau carriage

یک ارابه لاندائو قدیمی

نمونه‌های واقعی

Among the carriages he recognized the covered landau of the Korchagins.

در میان درشکه ها، او لندال پوشیده کورچاگین ها را تشخیص داد.

منبع: Resurrection

She was seated in the donkey-carriage that had now taken the place of her landau, the white animal looking no larger than a cat at that distance.

او در درشکه اسبک سوار بود که اکنون جایگزین لندال او شده بود، حیوان سفید در آن فاصله به اندازه یک گربه به نظر می رسید.

منبع: Lovers in the Tower (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید