lande

[ایالات متحده]/lænd/
[بریتانیا]/lænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زمین بایر
Word Forms
جمعlandes

عبارات و ترکیب‌ها

lande area

منطقه لانده

lande use

استفاده از لانده

lande management

مدیریت لانده

lande rights

حقوق لانده

lande ownership

مالکیت لانده

lande survey

بررسی لانده

lande reform

اصلاحات لانده

lande policy

سیاست لانده

lande planning

برنامه‌ریزی لانده

lande title

عنوان لانده

جملات نمونه

she landed a great job after graduation.

او بعد از فارغ‌التحصیلی یک شغل عالی به دست آورد.

he finally landed the role he auditioned for.

او سرانجام نقشی را که برای آن تست بازیگری کرده بود، به دست آورد.

they landed in paris early in the morning.

آنها صبح زود در پاریس فرود آمدند.

she landed the top prize in the competition.

او جایزه اول مسابقه را به دست آورد.

the plane landed safely despite the storm.

هواپیما با وجود طوفان با سلامت کامل فرود آمد.

he landed a deal with a major company.

او با یک شرکت بزرگ قرارداد امضا کرد.

after months of searching, she finally landed her dream home.

پس از ماه‌ها جستجو، او سرانجام خانه‌ی رویایی خود را به دست آورد.

they landed a sponsorship for their event.

آنها برای رویداد خود حامی مالی به دست آوردند.

he landed a scholarship to study abroad.

او بورسیه تحصیلی برای تحصیل در خارج از کشور به دست آورد.

the team landed a victory in the championship game.

تیم در بازی قهرمانی به پیروزی دست یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید