landfalls

[ایالات متحده]/ˈlændfɔːlz/
[بریتانیا]/ˈlændfɔlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل رسیدن به زمین پس از سفر

عبارات و ترکیب‌ها

major landfalls

خارزرگی‌های بزرگ

recent landfalls

خارزرگی‌های اخیر

landfalls forecast

پیش‌بینی خارزرگی‌ها

landfalls warning

هشدار خارزرگی‌ها

landfalls impact

اثرات خارزرگی‌ها

landfalls report

گزارش خارزرگی‌ها

landfalls statistics

آمار خارزرگی‌ها

landfalls analysis

تجزیه و تحلیل خارزرگی‌ها

landfalls trends

روندهای خارزرگی‌ها

landfalls effects

اثرات خارزرگی‌ها

جملات نمونه

the hurricane made several landfalls along the coast.

طوفان باعث چندین فرود در امتداد ساحل شد.

after multiple landfalls, the storm finally weakened.

پس از چندین فرود، طوفان سرانجام تضعیف شد.

scientists study landfalls to predict storm impacts.

دانشمندان فرودها را برای پیش‌بینی اثرات طوفان مطالعه می‌کنند.

landfalls can cause significant damage to coastal areas.

فرودها می‌توانند آسیب قابل توجهی به مناطق ساحلی وارد کنند.

the frequency of landfalls has increased in recent years.

تعداد فرودها در سال‌های اخیر افزایش یافته است.

coastal communities prepare for potential landfalls each season.

جامعه‌های ساحلی برای فرودهای احتمالی هر فصل آماده می‌شوند.

emergency services are on alert for possible landfalls.

خدمات اورژانس برای فرودهای احتمالی در حالت آماده‌باش هستند.

landfalls can lead to flooding and erosion.

فرودها می‌توانند منجر به سیل و فرسایش شوند.

understanding landfalls helps improve safety measures.

درک فرودها به بهبود اقدامات ایمنی کمک می‌کند.

the impact of landfalls varies depending on the region.

اثر فرودها بسته به منطقه متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید