landmines

[ایالات متحده]/ˈlændmaɪnz/
[بریتانیا]/ˈlændmaɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه‌های منفجره‌ای که در زمین کار گذاشته شده‌اند تا هنگام تحریک منفجر شوند

عبارات و ترکیب‌ها

landmines detection

تشخیص مین‌های زمینی

landmines removal

حذف مین‌های زمینی

landmines awareness

آگاهی از مین‌های زمینی

landmines victims

زخمی‌های مین‌های زمینی

landmines clearance

پاکسازی مین‌ها

landmines risk

خطر مین‌ها

landmines education

آموزش مین‌ها

landmines technology

فناوری مین‌ها

landmines treaty

معاهده مین‌ها

landmines survey

بررسی مین‌ها

جملات نمونه

landmines pose a significant risk to civilians.

معدن‌های زمینی یک خطر جدی برای غیرنظامیان محسوب می‌شوند.

the area was cleared of landmines last year.

منطقه پارسال از مین‌های زمینی پاکسازی شد.

many soldiers lost their lives due to landmines.

بسیاری از سربازان بر اثر مین‌های زمینی جان خود را از دست دادند.

landmines remain a hidden danger in war zones.

مین‌های زمینی همچنان یک خطر پنهان در مناطق جنگ‌زده هستند.

efforts to remove landmines are ongoing.

تلاش‌ها برای پاکسازی مین‌های زمینی ادامه دارد.

children are often the victims of landmines.

کودکان اغلب قربانی مین‌های زمینی می‌شوند.

international laws regulate the use of landmines.

قوانین بین‌المللی استفاده از مین‌های زمینی را تنظیم می‌کنند.

landmines can remain active for decades.

مین‌های زمینی می‌توانند برای دهه‌ها فعال باقی بمانند.

some countries have banned the use of landmines.

برخی از کشورها استفاده از مین‌های زمینی را ممنوع کرده‌اند.

landmines are difficult to detect without proper equipment.

تشخیص مین‌های زمینی بدون تجهیزات مناسب دشوار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید