| جمع | langsynes |
old langsyne
روزگاران قدیم
for langsyne
برای روزگاران قدیم
langsyne memories
خاطرات روزگاران قدیم
langsyne friends
دوستان روزگاران قدیم
langsyne days
روزهای روزگاران قدیم
langsyne songs
آهنگهای روزگاران قدیم
langsyne gatherings
گرد هماییهای روزگاران قدیم
langsyne celebrations
جشنهای روزگاران قدیم
langsyne wishes
آرزوهای روزگاران قدیم
langsyne reflections
بازتابهای روزگاران قدیم
we often reminisce about the good old days of langsyne.
ما اغلب به یاد روزهای خوب گذشته میافتیم.
langsyne, we used to gather every summer for family reunions.
در آن دوران، ما هر تابستان برای دیدار خانواده دور هم جمع میشدیم.
thinking of langsyne brings a smile to my face.
فکر کردن به آن دوران، لبخند را به لبم میآورد.
langsyne, life seemed much simpler and carefree.
در آن دوران، زندگی بسیار سادهتر و بیدغدغهتر به نظر میرسید.
we sang songs from langsyne around the campfire.
ما دور آتش کمپ، آهنگهایی از آن دوران میخواندیم.
langsyne memories often come flooding back during quiet moments.
خاطرات آن دوران اغلب در لحظات آرام، به یاد میآیند.
those langsyne days were filled with laughter and joy.
آن روزهای آن دوران با خنده و شادی پر شده بودند.
we shared many adventures langsyne that i still cherish.
ما ماجراجوییهای زیادی در آن دوران داشتیم که هنوز هم آنها را گرامی میدارم.
langsyne, we would explore the woods for hours.
در آن دوران، ما ساعتها در جنگلها گشت و گذار میکردیم.
every time i hear that song, it takes me back to langsyne.
هر بار که آن آهنگ را میشنوم، مرا به آن دوران باز میگرداند.
old langsyne
روزگاران قدیم
for langsyne
برای روزگاران قدیم
langsyne memories
خاطرات روزگاران قدیم
langsyne friends
دوستان روزگاران قدیم
langsyne days
روزهای روزگاران قدیم
langsyne songs
آهنگهای روزگاران قدیم
langsyne gatherings
گرد هماییهای روزگاران قدیم
langsyne celebrations
جشنهای روزگاران قدیم
langsyne wishes
آرزوهای روزگاران قدیم
langsyne reflections
بازتابهای روزگاران قدیم
we often reminisce about the good old days of langsyne.
ما اغلب به یاد روزهای خوب گذشته میافتیم.
langsyne, we used to gather every summer for family reunions.
در آن دوران، ما هر تابستان برای دیدار خانواده دور هم جمع میشدیم.
thinking of langsyne brings a smile to my face.
فکر کردن به آن دوران، لبخند را به لبم میآورد.
langsyne, life seemed much simpler and carefree.
در آن دوران، زندگی بسیار سادهتر و بیدغدغهتر به نظر میرسید.
we sang songs from langsyne around the campfire.
ما دور آتش کمپ، آهنگهایی از آن دوران میخواندیم.
langsyne memories often come flooding back during quiet moments.
خاطرات آن دوران اغلب در لحظات آرام، به یاد میآیند.
those langsyne days were filled with laughter and joy.
آن روزهای آن دوران با خنده و شادی پر شده بودند.
we shared many adventures langsyne that i still cherish.
ما ماجراجوییهای زیادی در آن دوران داشتیم که هنوز هم آنها را گرامی میدارم.
langsyne, we would explore the woods for hours.
در آن دوران، ما ساعتها در جنگلها گشت و گذار میکردیم.
every time i hear that song, it takes me back to langsyne.
هر بار که آن آهنگ را میشنوم، مرا به آن دوران باز میگرداند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید