lapidified

[ایالات متحده]/ˈlæpɪdɪfaɪd/
[بریتانیا]/ˈlæpɪdɪfaɪd/

ترجمه

v. به سنگ تبدیل کردن؛ به سنگ تبدیل شدن

عبارات و ترکیب‌ها

lapidified stone

سنگ صیقل‌داده‌شده

lapidified remains

آثار صیقل‌داده‌شده

lapidified wood

چوب صیقل‌داده‌شده

lapidified fossils

فسیل‌های صیقل‌داده‌شده

lapidified layers

لایه‌های صیقل‌داده‌شده

lapidified minerals

مواد معدنی صیقل‌داده‌شده

lapidified samples

نمونه‌های صیقل‌داده‌شده

lapidified structures

ساختارهای صیقل‌داده‌شده

lapidified deposits

رسوبات صیقل‌داده‌شده

lapidified artifacts

اشیای صیقل‌داده‌شده

جملات نمونه

the ancient lava flow has lapidified over thousands of years.

جریان گدازه‌ای باستانی پس از هزاران سال، به سنگ تبدیل شده است.

scientists study how minerals can be lapidified in extreme conditions.

دانشمندان در حال بررسی نحوه تبدیل مواد معدنی به سنگ در شرایط سخت هستند.

fossils are often found in lapidified remains of ancient organisms.

فسیل‌ها اغلب در بقایای سنگی موجودات باستانی یافت می‌شوند.

in geology, lapidified materials provide insights into earth's history.

در زمین‌شناسی، مواد سنگی بینش‌هایی در مورد تاریخ زمین ارائه می‌دهند.

lapidified wood can be used for decorative purposes.

چوب سنگی می‌تواند برای اهداف تزئینی استفاده شود.

some caves contain lapidified formations that attract tourists.

برخی غارها شامل سازنده‌های سنگی هستند که گردشگران را جذب می‌کنند.

lapidified remains tell us about the environment of the past.

بقایای سنگی اطلاعاتی در مورد محیط‌زیست گذشته به ما می‌دهند.

geologists often analyze lapidified samples for research.

زمین‌شناسان اغلب نمونه‌های سنگی را برای تحقیقات تجزیه و تحلیل می‌کنند.

the museum features a display of lapidified specimens.

موزه دارای نمایشگاهی از نمونه‌های سنگی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید