lasher

[ایالات متحده]/ˈlæʃər/
[بریتانیا]/ˈlæʃər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سد یا حوضی در زیر سد; کاربر شلاق
Word Forms
جمعlashers

عبارات و ترکیب‌ها

lasher technique

تکنیک لسِر

lasher performance

عملکرد لسِر

lasher tool

ابزار لسِر

lasher design

طراحی لسِر

lasher action

عملکرد لسِر

lasher style

سبک لسِر

lasher grip

گرفتن لسِر

lasher effect

اثر لسِر

lasher training

آموزش لسِر

lasher movement

حرکت لسِر

جملات نمونه

the lasher was used to control the movement of the herd.

از چابک سوار برای کنترل حرکت گله استفاده می‌شد.

he became a skilled lasher after years of practice.

او پس از سال‌ها تمرین به یک چابک سوار ماهر تبدیل شد.

the lasher cracked loudly, startling the horses.

صدای چابک سوار بلند بود و باعث ترس اسب‌ها شد.

using a lasher requires great technique and precision.

استفاده از چابک سوار به تکنیک و دقت زیادی نیاز دارد.

during the rodeo, the lasher demonstrated his skills.

در مسابقه رودئو، چابک سوار مهارت‌های خود را به نمایش گذاشت.

the lasher's role is crucial in managing livestock.

نقش چابک سوار در مدیریت دام بسیار مهم است.

she learned how to be an effective lasher from her father.

او یاد گرفت که چگونه چابک سوار موثری از پدرش باشد.

the lasher trained the dogs to herd the sheep.

چابک سوار سگ‌ها را برای جمع کردن گوسفندها آموزش داد.

the sound of the lasher echoed across the field.

صدای چابک سوار در سراسر مزرعه طنین انداز شد.

many cowboys rely on a lasher for their daily work.

بسیاری از کابوی‌ها برای انجام کارهای روزمره خود به چابک سوار تکیه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید