latchets

[ایالات متحده]/ˈlætʃɪt/
[بریتانیا]/ˈlætʃɪt/

ترجمه

n. بند یا نوار برای بستن کفش‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

loosen latchet

شل کردن بندی

tie latchet

بستن بندی

tighten latchet

سفت کردن بندی

untie latchet

باز کردن بندی

adjust latchet

تنظیم کردن بندی

replace latchet

تعویض بندی

fasten latchet

محکم کردن بندی

check latchet

بررسی بندی

loose latchet

شل بندی

broken latchet

بندی شکسته

جملات نمونه

he bent down to tie his latchet.

او برای بستن بندی‌اش خم شد.

the old latchet was worn and frayed.

بندی قدیمی فرسوده و پاره بود.

she struggled to fasten the latchet on her boot.

او برای بستن بندی روی چکمه‌اش تلاش کرد.

make sure the latchet is securely tied before running.

قبل از دویدن مطمئن شوید که بندی به طور ایمن بسته شده است.

he replaced the broken latchet with a new one.

او بندی شکسته را با یک بند جدید جایگزین کرد.

the latchet of her sandal came undone.

بندی صندل او باز شد.

he knelt down to tighten his latchet.

او برای سفت کردن بندی زانو زد.

the latchet was too long for the small shoe.

بندی برای کفش کوچک خیلی طولانی بود.

she admired the intricate design of the latchet.

او طراحی پیچیده بندی را تحسین کرد.

he had trouble finding the right latchet for his shoes.

او برای پیدا کردن بندی مناسب کفشش مشکل داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید