laving

[ایالات متحده]/ˈleɪvɪŋ/
[بریتانیا]/ˈleɪvɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شستن (فعل حال از لَوَف); حمام کردن; شستشو (با آب); جاری شدن

عبارات و ترکیب‌ها

laving hands

شستن دست‌ها

laving water

شستن آب

laving feet

شستن پاها

laving face

شستن صورت

laving body

شستن بدن

laving dishes

شستن ظرف‌ها

laving hair

شستن موها

laving fruits

شستن میوه‌ها

laving clothes

شستن لباس‌ها

laving surfaces

شستن سطوح

جملات نمونه

she was laving her hands in the cool water.

او داشت دست‌هایش را در آب خنک می‌شست.

the children were laving in the summer sun.

بچه ها در آفتاب تابستانی مشغول آب بازی بودند.

he spent the afternoon laving in the river.

او بعد از ظهر را در رودخانه مشغول آب بازی گذراند.

she enjoyed laving her feet after a long walk.

او از شستن پاهایش بعد از یک پیاده‌روی طولانی لذت برد.

they were laving their worries away at the beach.

آنها در حال آب بازی در ساحل و دور کردن نگرانی‌هایشان بودند.

the dog was laving in the puddle happily.

سگ با خوشحالی در کنار برکه آب بازی می‌کرد.

he found peace laving in nature.

او آرامش را در طبیعت و آب بازی یافت.

she loves laving in the warm sun.

او عاشق آب بازی در آفتاب گرم است.

after the workout, he was laving in the shower.

بعد از تمرین، او در حال آب بازی در حمام بود.

they were laving their worries away with laughter.

آنها با خنده نگرانی‌هایشان را آب بازی می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید