laving hands
شستن دستها
laving water
شستن آب
laving feet
شستن پاها
laving face
شستن صورت
laving body
شستن بدن
laving dishes
شستن ظرفها
laving hair
شستن موها
laving fruits
شستن میوهها
laving clothes
شستن لباسها
laving surfaces
شستن سطوح
she was laving her hands in the cool water.
او داشت دستهایش را در آب خنک میشست.
the children were laving in the summer sun.
بچه ها در آفتاب تابستانی مشغول آب بازی بودند.
he spent the afternoon laving in the river.
او بعد از ظهر را در رودخانه مشغول آب بازی گذراند.
she enjoyed laving her feet after a long walk.
او از شستن پاهایش بعد از یک پیادهروی طولانی لذت برد.
they were laving their worries away at the beach.
آنها در حال آب بازی در ساحل و دور کردن نگرانیهایشان بودند.
the dog was laving in the puddle happily.
سگ با خوشحالی در کنار برکه آب بازی میکرد.
he found peace laving in nature.
او آرامش را در طبیعت و آب بازی یافت.
she loves laving in the warm sun.
او عاشق آب بازی در آفتاب گرم است.
after the workout, he was laving in the shower.
بعد از تمرین، او در حال آب بازی در حمام بود.
they were laving their worries away with laughter.
آنها با خنده نگرانیهایشان را آب بازی میکردند.
laving hands
شستن دستها
laving water
شستن آب
laving feet
شستن پاها
laving face
شستن صورت
laving body
شستن بدن
laving dishes
شستن ظرفها
laving hair
شستن موها
laving fruits
شستن میوهها
laving clothes
شستن لباسها
laving surfaces
شستن سطوح
she was laving her hands in the cool water.
او داشت دستهایش را در آب خنک میشست.
the children were laving in the summer sun.
بچه ها در آفتاب تابستانی مشغول آب بازی بودند.
he spent the afternoon laving in the river.
او بعد از ظهر را در رودخانه مشغول آب بازی گذراند.
she enjoyed laving her feet after a long walk.
او از شستن پاهایش بعد از یک پیادهروی طولانی لذت برد.
they were laving their worries away at the beach.
آنها در حال آب بازی در ساحل و دور کردن نگرانیهایشان بودند.
the dog was laving in the puddle happily.
سگ با خوشحالی در کنار برکه آب بازی میکرد.
he found peace laving in nature.
او آرامش را در طبیعت و آب بازی یافت.
she loves laving in the warm sun.
او عاشق آب بازی در آفتاب گرم است.
after the workout, he was laving in the shower.
بعد از تمرین، او در حال آب بازی در حمام بود.
they were laving their worries away with laughter.
آنها با خنده نگرانیهایشان را آب بازی میکردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید