layaway plan
برنامه قسطی
layaway option
گزینه قسطی
layaway agreement
قرارداد قسطی
layaway purchase
خرید قسطی
layaway item
کالا قسطی
layaway service
خدمات قسطی
layaway fee
هزینه قسطی
layaway deposit
سپرده قسطی
layaway policy
سیاست قسطی
layaway checkout
پرداخت قسطی
many stores offer layaway plans for holiday shopping.
بسیاری از فروشگاهها طرحهای پرداخت نقدی برای خرید تعطیلات ارائه میدهند.
she decided to put the expensive dress on layaway.
او تصمیم گرفت لباس گران قیمت را به صورت پرداخت نقدی بخرد.
layaway can help you budget for larger purchases.
پرداخت نقدی میتواند به شما کمک کند تا برای خریدهای بزرگتر بودجهبندی کنید.
he made weekly payments on his layaway items.
او هر هفته برای اقلام پرداخت نقدی خود پرداخت میکرد.
using layaway, she could finally afford the new laptop.
با استفاده از پرداخت نقدی، او بالاخره توانست لپ تاپ جدید را بخرد.
some people prefer layaway over credit cards.
برخی از افراد ترجیح میدهند پرداخت نقدی را به کارتهای اعتباری ترجیح دهند.
he was excited to pick up his toys from layaway.
او از برداشتن اسباب بازیهای خود از پرداخت نقدی هیجان زده بود.
layaway allows you to reserve an item without paying in full.
پرداخت نقدی به شما این امکان را میدهد که بدون پرداخت کامل، یک مورد را رزرو کنید.
she used layaway to secure the limited edition sneakers.
او از پرداخت نقدی برای رزرو کفشهای ورزشی با نسخه محدود استفاده کرد.
many people find layaway to be a helpful payment option.
بسیاری از مردم پرداخت نقدی را یک گزینه پرداخت مفید میدانند.
layaway plan
برنامه قسطی
layaway option
گزینه قسطی
layaway agreement
قرارداد قسطی
layaway purchase
خرید قسطی
layaway item
کالا قسطی
layaway service
خدمات قسطی
layaway fee
هزینه قسطی
layaway deposit
سپرده قسطی
layaway policy
سیاست قسطی
layaway checkout
پرداخت قسطی
many stores offer layaway plans for holiday shopping.
بسیاری از فروشگاهها طرحهای پرداخت نقدی برای خرید تعطیلات ارائه میدهند.
she decided to put the expensive dress on layaway.
او تصمیم گرفت لباس گران قیمت را به صورت پرداخت نقدی بخرد.
layaway can help you budget for larger purchases.
پرداخت نقدی میتواند به شما کمک کند تا برای خریدهای بزرگتر بودجهبندی کنید.
he made weekly payments on his layaway items.
او هر هفته برای اقلام پرداخت نقدی خود پرداخت میکرد.
using layaway, she could finally afford the new laptop.
با استفاده از پرداخت نقدی، او بالاخره توانست لپ تاپ جدید را بخرد.
some people prefer layaway over credit cards.
برخی از افراد ترجیح میدهند پرداخت نقدی را به کارتهای اعتباری ترجیح دهند.
he was excited to pick up his toys from layaway.
او از برداشتن اسباب بازیهای خود از پرداخت نقدی هیجان زده بود.
layaway allows you to reserve an item without paying in full.
پرداخت نقدی به شما این امکان را میدهد که بدون پرداخت کامل، یک مورد را رزرو کنید.
she used layaway to secure the limited edition sneakers.
او از پرداخت نقدی برای رزرو کفشهای ورزشی با نسخه محدود استفاده کرد.
many people find layaway to be a helpful payment option.
بسیاری از مردم پرداخت نقدی را یک گزینه پرداخت مفید میدانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید