lazinesses

[ایالات متحده]/ˈleɪ.zi.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈleɪ.zi.nəs.ɪz/

ترجمه

n. کیفیت تنبلی

عبارات و ترکیب‌ها

overcome lazinesses

غلبه بر تنبلی‌ها

embrace lazinesses

پذیرش تنبلی‌ها

lazinesses in life

تباین در زندگی

lazinesses and work

تباین و کار

fight lazinesses

مبارزه با تنبلی‌ها

lazinesses affect productivity

تباین بر بهره‌وری تأثیر می‌گذارد

lazinesses in students

تباین در دانش‌آموزان

lazinesses and health

تباین و سلامتی

جملات نمونه

his lazinesses often lead to missed deadlines.

بی‌حوصلگی‌های او اغلب منجر به از دست دادن مهلت‌ها می‌شود.

we need to address our lazinesses to improve productivity.

ما باید به بی‌حوصلگی‌های خود رسیدگی کنیم تا بهره‌وری را بهبود بخشیم.

her lazinesses made it difficult to maintain a healthy lifestyle.

بی‌حوصلگی‌های او حفظ یک سبک زندگی سالم را دشوار کرد.

his lazinesses were evident in his lack of effort.

بی‌حوصلگی‌های او در فقدان تلاش او آشکار بود.

they often blamed their lazinesses for not achieving their goals.

آنها اغلب بی‌حوصلگی‌های خود را به عنوان دلیل نرسیدن به اهدافشان مقصر می‌دانستند.

overcoming lazinesses requires discipline and motivation.

غلبه بر بی‌حوصلگی‌ها نیاز به نظم و انگیزه دارد.

her lazinesses were a barrier to her success.

بی‌حوصلگی‌های او مانعی برای موفقیت او بود.

recognizing our lazinesses is the first step to improvement.

تشخیص بی‌حوصلگی‌های ما اولین قدم برای بهبود است.

his lazinesses often resulted in last-minute work.

بی‌حوصلگی‌های او اغلب منجر به انجام کار در دقیقه آخر می‌شد.

we should not let our lazinesses dictate our future.

ما نباید اجازه دهیم بی‌حوصلگی‌های ما آینده ما را تعیین کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید