leaches

[ایالات متحده]/liːtʃɪz/
[بریتانیا]/liːtʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع leach) فرآیند تصفیه مواد شیمیایی یا معدنی؛ عمل تصفیه مایع

عبارات و ترکیب‌ها

blood leaches

خونریزی

leaches nutrients

مواد مغذی را از بین می‌برد

leaches minerals

مواد معدنی را از بین می‌برد

leaches water

آب را از بین می‌برد

leaches toxins

سموم را از بین می‌برد

leaches soil

خاک را از بین می‌برد

leaches chemicals

مواد شیمیایی را از بین می‌برد

leaches away

از بین می‌رود

leaches through

از میان عبور می‌کند

leaches easily

به راحتی از بین می‌رود

جملات نمونه

leaches can be found in freshwater environments.

می‌توان آن‌ها را در محیط‌های آب شیرین یافت.

some people use leaches for medicinal purposes.

برخی افراد از كیسه‌ها برای اهداف دارویی استفاده می‌کنند.

leaches attach themselves to the skin of their hosts.

كیسه‌ها به پوست میزبان خود می‌چسبند.

in ancient times, leaches were used in bloodletting.

در زمان‌های قدیم، از كیسه‌ها در خون‌گیری استفاده می‌شد.

leaches can help in the healing of wounds.

كیسه‌ها می‌توانند به التیام زخم‌ها کمک کنند.

some species of leaches are carnivorous.

برخی از گونه‌های كیسه‌ها گوشت‌خوار هستند.

leaches thrive in muddy waters.

كیسه‌ها در آب‌های گل‌آلود رشد می‌کنند.

leaches can be a nuisance while swimming.

كیسه‌ها می‌توانند هنگام شنا کردن آزاردهنده باشند.

researchers study leaches to understand their behavior.

محققان كیسه‌ها را برای درک رفتارشان مطالعه می‌کنند.

leaches play a role in the ecosystem as scavengers.

كیسه‌ها به عنوان لكه‌بردار در اكوسیستم نقش دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید