leasts

[ایالات متحده]/liːst/
[بریتانیا]/liːst/

ترجمه

adj. کوچکترین; کمترین (فوق‌العاده little)
adv. کمترین
n. کوچکترین مقدار; کمترین

عبارات و ترکیب‌ها

at leasts

حداقل

the leasts

حداقل‌ها

for leasts

برای حداقل‌ها

one of leasts

یکی از حداقل‌ها

by leasts

با حداقل‌ها

leasts first

حداقل‌ها اول

leasts count

تعداد حداقل‌ها

leasts amount

مقدار حداقل‌ها

leasts priority

اولویت حداقل‌ها

leasts options

گزینه‌های حداقل‌ها

جملات نمونه

he is the least experienced member of the team.

او جوان‌ترین عضو تیم است.

this is the least expensive option available.

این ارزان‌ترین گزینه موجود است.

she is the least likely person to forget your birthday.

احتمال اینکه او تولد شما را فراموش کند، کمترین است.

they should at least try to understand the situation.

حداقل آنها باید سعی کنند وضعیت را درک کنند.

he cares the least about what others think.

کمترین توجه را به نظر دیگران می‌دهد.

at least we can agree on this point.

حداقل این نکته را با هم موافق هستیم.

this task requires the least amount of effort.

این کار نیاز به کمترین میزان تلاش دارد.

she is the least favorite candidate for the job.

او کم‌طرفدارترین نامزد برای این شغل است.

he has the least interest in sports among his friends.

او از بین دوستانش، کمترین علاقه را به ورزش دارد.

at least you could have called to let me know.

حداقل می‌توانستید زنگ زده‌اید و به من خبر دهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید