meeting minimums
حداقلها را برآورده میکند
exceeding minimums
فراتر از حداقلها
we have minimums for orders to ensure fair pricing for all customers.
ما حداقلها برای سفارشات داریم تا اطمینان حاصل کنیم که قیمتگذاری منصفانه برای همه مشتریان انجام میشود.
the restaurant has minimums on table reservations during peak hours.
رستوران در ساعات اوج، حداقلهایی برای رزرو میز دارد.
to qualify for the discount, you must meet the minimums outlined in the promotion.
برای واجد شرایط بودن برای تخفیف، شما باید حداقلهایی که در تبلیغگاه ذکر شده است را رعایت کنید.
the contract specifies minimums for product quality and performance.
قرارداد حداقلها را برای کیفیت و عملکرد محصول مشخص میکند.
we need to exceed the minimums set by regulatory agencies.
ما باید حداقلهایی را که توسط سازمانهای نظارتی تعیین شده است، پشت سر بگذاریم.
the project proposal includes minimums for staffing and resources.
پیشنهاد پروژه شامل حداقلها برای استخدام و منابع است.
the application requires meeting minimums in education and experience.
درخواست نیاز به داشتن حداقلها در تحصیلات و تجربه دارد.
the fundraising campaign has minimums for donations to be eligible for matching funds.
کمپین جمعآوری کمکهای مالی حداقلهایی را برای اهدایاتی که برای واجد شرایط بودن برای دریافت کمکهای مالی مطابقت دارند، دارد.
the course has minimums for attendance and participation to receive credit.
برای دریافت اعتبار، دوره حداقلهایی را برای حضور و مشارکت دارد.
the software license agreement outlines minimums for system requirements.
توافقنامه مجوز نرمافزار حداقلهای مورد نیاز سیستم را مشخص میکند.
the store has minimums for purchasing bulk items to qualify for wholesale pricing.
برای واجد شرایط بودن برای قیمت عمده، فروشگاه حداقلهایی را برای خرید اقلام عمده دارد.
meeting minimums
حداقلها را برآورده میکند
exceeding minimums
فراتر از حداقلها
we have minimums for orders to ensure fair pricing for all customers.
ما حداقلها برای سفارشات داریم تا اطمینان حاصل کنیم که قیمتگذاری منصفانه برای همه مشتریان انجام میشود.
the restaurant has minimums on table reservations during peak hours.
رستوران در ساعات اوج، حداقلهایی برای رزرو میز دارد.
to qualify for the discount, you must meet the minimums outlined in the promotion.
برای واجد شرایط بودن برای تخفیف، شما باید حداقلهایی که در تبلیغگاه ذکر شده است را رعایت کنید.
the contract specifies minimums for product quality and performance.
قرارداد حداقلها را برای کیفیت و عملکرد محصول مشخص میکند.
we need to exceed the minimums set by regulatory agencies.
ما باید حداقلهایی را که توسط سازمانهای نظارتی تعیین شده است، پشت سر بگذاریم.
the project proposal includes minimums for staffing and resources.
پیشنهاد پروژه شامل حداقلها برای استخدام و منابع است.
the application requires meeting minimums in education and experience.
درخواست نیاز به داشتن حداقلها در تحصیلات و تجربه دارد.
the fundraising campaign has minimums for donations to be eligible for matching funds.
کمپین جمعآوری کمکهای مالی حداقلهایی را برای اهدایاتی که برای واجد شرایط بودن برای دریافت کمکهای مالی مطابقت دارند، دارد.
the course has minimums for attendance and participation to receive credit.
برای دریافت اعتبار، دوره حداقلهایی را برای حضور و مشارکت دارد.
the software license agreement outlines minimums for system requirements.
توافقنامه مجوز نرمافزار حداقلهای مورد نیاز سیستم را مشخص میکند.
the store has minimums for purchasing bulk items to qualify for wholesale pricing.
برای واجد شرایط بودن برای قیمت عمده، فروشگاه حداقلهایی را برای خرید اقلام عمده دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید