leavens

[ایالات متحده]/ˈliːvənz/
[بریتانیا]/ˈliːvənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث شدن که خمیر پف کند؛ معرفی یک عامل تغییر دهنده به چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

yeast leavens dough

خمیر را پف می‌دهد

leavens in baking

در پخت پف می‌دهد

leavens the bread

نان را پف می‌دهد

natural leavens used

از مخمر طبیعی استفاده می‌شود

leavens for cakes

برای پف دادن کیک

quick leavens rise

به سرعت پف داده می‌شود

leavens improve texture

بافت را بهبود می‌بخشد

leavens enhance flavor

طعم را تقویت می‌کند

leavens in recipes

در دستور العمل‌ها

active leavens needed

به مخمر فعال نیاز است

جملات نمونه

yeast leavens the dough, making it rise.

خمیر را پف داده و باعث متورم شدن آن می‌شود.

adding baking soda leavens the batter effectively.

اضافه کردن جوش شیرین به طور موثر خمیر را پف می‌دهد.

the chef leavens the bread with a sourdough starter.

سرآشپز نان را با مخمر ترش پف می‌دهد.

leavens are crucial for achieving the right texture in baked goods.

پف‌دهنده‌ها برای دستیابی به بافت مناسب در محصولات پخته شده ضروری هستند.

the recipe calls for a leavening agent to make the cake fluffy.

دستور العمل برای پفکی کردن کیک به یک عامل پف‌دهنده نیاز دارد.

natural leavens can enhance the flavor of the bread.

پف‌دهنده‌های طبیعی می‌توانند طعم نان را افزایش دهند.

she prefers to use leavens instead of chemical agents.

او ترجیح می‌دهد به جای عوامل شیمیایی از پف‌دهنده‌ها استفاده کند.

leavens work by producing gas during fermentation.

پف‌دهنده‌ها با تولید گاز در طول تخمیر عمل می‌کنند.

different types of leavens can produce unique textures.

انواع مختلفی از پف‌دهنده‌ها می‌توانند بافت‌های منحصربه‌فردی ایجاد کنند.

the baker experimented with various leavens to improve his bread.

آشپز برای بهبود نان خود با انواع مختلفی از پف‌دهنده‌ها آزمایش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید