leftfields

[ایالات متحده]/ˈlɛftfiːldz/
[بریتانیا]/ˈlɛftfiːldz/

ترجمه

n. مخالفت در خارج از مرکز فعالیت; کسب و کار جانبی

عبارات و ترکیب‌ها

leftfields approach

رویکرد لفتفیلدز

leftfields ideas

ایده‌های لفتفیلدز

leftfields strategy

استراتژی لفتفیلدز

leftfields perspective

دیدگاه لفتفیلدز

leftfields thinking

تفکر لفتفیلدز

leftfields solutions

راه حل های لفتفیلدز

leftfields concept

مفهوم لفتفیلدز

leftfields insights

بینش های لفتفیلدز

leftfields analysis

تجزیه و تحلیل لفتفیلدز

leftfields innovation

نوآوری لفتفیلدز

جملات نمونه

many ideas come from leftfields.

ایده‌های بسیاری از زمین‌های چپ نشأت می‌گیرند.

his leftfields approach surprised everyone in the meeting.

رویکرد او در زمینه‌های چپ، همه را در جلسه غافلگیر کرد.

she often thinks outside of leftfields when solving problems.

او اغلب هنگام حل مشکلات، خارج از زمینه‌های چپ فکر می‌کند.

leftfields ideas can lead to innovative solutions.

ایده‌های زمین‌های چپ می‌توانند منجر به راه‌حل‌های نوآورانه شوند.

in brainstorming sessions, leftfields contributions are encouraged.

در جلسات بارش مغز، مشارکت‌های زمین‌های چپ تشویق می‌شوند.

his leftfields thinking is what makes him a great artist.

تفکر او در زمینه‌های چپ، او را به یک هنرمند بزرگ تبدیل می‌کند.

exploring leftfields can enhance creativity in the workplace.

کاوش در زمینه‌های چپ می‌تواند خلاقیت را در محیط کار افزایش دهد.

leftfields perspectives often challenge conventional wisdom.

دیدگاه‌های زمین‌های چپ اغلب خرد متعارف را به چالش می‌کشند.

we need more leftfields ideas to tackle this issue.

ما به ایده‌های بیشتری از زمین‌های چپ برای مقابله با این موضوع نیاز داریم.

she has a knack for coming up with leftfields solutions.

او استعداد ارائه راه‌حل‌های از زمین‌های چپ را دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید