lentigo

[ایالات متحده]/lɛnˈtɪɡəʊ/
[بریتانیا]/lɛnˈtɪɡoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لکه‌ای کوچک و قهوه‌ای بر روی پوست، غالباً به دلیل تابش آفتاب؛ به طور پزشکی به عنوان ضایعه رنگدانه‌ای یا خال کوچک؛ کک و مک؛ لکه
Word Forms
جمعlentigoes

عبارات و ترکیب‌ها

solar lentigo

لانتیگو خورشیدی

lentigo simplex

لانتیگو سیمپلکس

lentigo maligna

لانتیگو مالیگن

lentigo treatment

درمان لانتیگو

multiple lentigo

لانتیگو چندگانه

lentigo diagnosis

تشخیص لانتیگو

lentigo removal

جدا کردن لانتیگو

lentigo appearance

ظاهر لانتیگو

lentigo causes

علت های لانتیگو

lentigo variations

تغییرات لانتیگو

جملات نمونه

she developed a lentigo on her cheek after years of sun exposure.

او پس از سال‌ها قرار گرفتن در معرض نور خورشید، یک لنتیکو روی گونه‌اش ایجاد کرد.

lentigo is often mistaken for freckles or moles.

لنتیکو اغلب با کک و مک یا زگیل اشتباه گرفته می‌شود.

he was concerned about the lentigo on his skin.

او نگران لنتیکو روی پوستش بود.

regular skin checks can help identify lentigo early.

بررسی‌های منظم پوست می‌تواند به شناسایی زودهنگام لنتیکو کمک کند.

some people choose to treat lentigo with laser therapy.

برخی افراد انتخاب می‌کنند لنتیکو را با لیزر درمانی درمان کنند.

using sunscreen can help prevent the formation of lentigo.

استفاده از ضد آفتاب می‌تواند به جلوگیری از تشکیل لنتیکو کمک کند.

lentigo can appear as flat brown spots on the skin.

لنتیکو می‌تواند به صورت لکه‌های قهوه‌ای صاف روی پوست ظاهر شود.

she noticed a lentigo developing on her hand.

او متوجه شد که لنتیکو روی دستش در حال ایجاد است.

consulting a dermatologist is advisable for any new lentigo.

مشورت با یک متخصص پوست برای هر لنتیکوی جدید توصیه می‌شود.

some lentigo may fade with proper skincare.

برخی از لنتیکوها ممکن است با مراقبت‌های پوستی مناسب محو شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید