lepiota

[ایالات متحده]/lɪˈpaɪətə/
[بریتانیا]/lɪˈpaɪətə/

ترجمه

n. یک جنس قارچ‌های اگاریک که با داشتن یک حلقه روی ساقه و پوست‌های گوشتی روی کپس خصوصیت‌پذیری می‌کند.
شکل‌های واژه
جمعlepiotas

جملات نمونه

lepiota mushrooms grow in forested areas.

گونه‌های لئیویتا در مناطق جنگلی رشد می‌کنند.

the lepiota has distinctive scales on its cap.

لئیویتا دارای پوسته‌های متمایز روی قابضه‌اش است.

some lepiota species are poisonous.

برخی گونه‌های لئیویتا سمی هستند.

lepiota mushrooms are often found in grassy meadows.

میخک‌های لئیویتا اغلب در مراتع گیاهی یافت می‌شوند.

the lepiota's gills are free from the stem.

کپک‌های لئیویتا از ساقه آزاد هستند.

wild lepiota foraging requires careful identification.

جمع‌آوری لئیویتا در طبیعت نیاز به شناسایی دقیق دارد.

certain lepiota varieties resemble deadly mushrooms.

برخی گونه‌های لئیویتا شبیه به میخک‌های مرگ‌آور هستند.

the lepiota belongs to the agaricaceae family.

لئیویتا به خانواده اگاریکاسیه تعلق دارد.

lepiota spores are white and elliptical.

اسپورهای لئیویتا سفید و بیضی هستند.

some lepiota mushrooms have a pleasant almond odor.

برخی میخک‌های لئیویتا عطر لذیذ گردو دارند.

the ring on the lepiota stem is movable.

حلقه روی ساقه لئیویتا قابل حرکت است.

lepiota fungi decompose organic matter in forests.

فونگوس‌های لئیویتا مواد آلی در جنگل‌ها را تجزیه می‌کنند.

proper cooking is essential for edible lepiota species.

پختن درست برای گونه‌های خوراکی لئیویتا ضروری است.

the lepiota's cap surface breaks into scales.

سطح قابضه لئیویتا به پوسته‌هایی تقسیم می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید