| جمع | letches |
letch at
جستجو در
letch after
جستجو پس از
letch over
جستجو بر روی
letch around
جستجو در اطراف
letch out
جستجو بیرون
letch on
جستجو روشن
letch about
جستجو درباره
letch away
جستجو دور
letch up
جستجو بالا
letch it
جستجو آن
he was known to be a letch at the office.
او به خاطر رفتار زننده و آزاردهندهاش در محل کار معروف بود.
many people find his letch behavior inappropriate.
بسیاری از مردم رفتار زننده و آزاردهنده او را نامناسب میدانند.
she avoided him because he seemed like a letch.
او از او دوری میکرد زیرا او مانند یک فرد زننده و آزاردهنده به نظر میرسید.
his letch comments made everyone uncomfortable.
اظهارات زننده و آزاردهنده او باعث ناراحتی همه میشد.
being a letch can damage your reputation.
داشتن رفتار زننده و آزاردهنده میتواند به شهرت شما آسیب برساند.
they warned her about his letch tendencies.
آنها به او در مورد تمایلات زننده و آزاردهنده او هشدار دادند.
his letch attitude was evident during the party.
رفتار زننده و آزاردهنده او در مهمانی کاملاً آشکار بود.
she confronted him about his letch behavior.
او در مورد رفتار زننده و آزاردهنده او با او روبرو شد.
he tried to hide his letch nature, but it showed.
او سعی کرد طبیعت زننده و آزاردهنده خود را پنهان کند، اما آشکار شد.
his letch remarks were not taken lightly.
اظهارات زننده و آزاردهنده او را دست کم نگرفتند.
letch at
جستجو در
letch after
جستجو پس از
letch over
جستجو بر روی
letch around
جستجو در اطراف
letch out
جستجو بیرون
letch on
جستجو روشن
letch about
جستجو درباره
letch away
جستجو دور
letch up
جستجو بالا
letch it
جستجو آن
he was known to be a letch at the office.
او به خاطر رفتار زننده و آزاردهندهاش در محل کار معروف بود.
many people find his letch behavior inappropriate.
بسیاری از مردم رفتار زننده و آزاردهنده او را نامناسب میدانند.
she avoided him because he seemed like a letch.
او از او دوری میکرد زیرا او مانند یک فرد زننده و آزاردهنده به نظر میرسید.
his letch comments made everyone uncomfortable.
اظهارات زننده و آزاردهنده او باعث ناراحتی همه میشد.
being a letch can damage your reputation.
داشتن رفتار زننده و آزاردهنده میتواند به شهرت شما آسیب برساند.
they warned her about his letch tendencies.
آنها به او در مورد تمایلات زننده و آزاردهنده او هشدار دادند.
his letch attitude was evident during the party.
رفتار زننده و آزاردهنده او در مهمانی کاملاً آشکار بود.
she confronted him about his letch behavior.
او در مورد رفتار زننده و آزاردهنده او با او روبرو شد.
he tried to hide his letch nature, but it showed.
او سعی کرد طبیعت زننده و آزاردهنده خود را پنهان کند، اما آشکار شد.
his letch remarks were not taken lightly.
اظهارات زننده و آزاردهنده او را دست کم نگرفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید