libelled in court
به دادگاه متهم شده
libelled for defamation
به دلیل افترا متهم شده
falsely libelled
به طور نادرست متهم شده
libelled by media
توسط رسانه ها متهم شده
libelled and slandered
متهم و بدنام شده
libelled in public
در حضور عموم متهم شده
libelled without proof
بدون ارائه مدرک متهم شده
libelled for lies
به دلیل دروغگویی متهم شده
wrongly libelled
به اشتباه متهم شده
libelled in writing
به صورت کتبی متهم شده
she felt libelled by the false accusations.
او احساس کرد که به دلیل اتهامات نادرست مورد افترا قرار گرفته است.
the newspaper libelled the politician in its latest article.
روزنامه سیاستمدار را در آخرین مقاله خود مورد افترا قرار داد.
he decided to sue for being libelled in the media.
او تصمیم گرفت به دلیل افترا در رسانه ها شکایت کند.
they claimed they were libelled by their former employer.
آنها ادعا کردند که توسط کارفرمای سابق خود مورد افترا قرار گرفته اند.
libelled in the press, she struggled to clear her name.
با وجود افترا در رسانه ها، او برای پاک کردن نام خود تلاش کرد.
the actor was libelled in a gossip column.
بازیگر در یک ستون غیبت مورد افترا قرار گرفت.
after being libelled, he sought legal advice.
پس از افترا، او به دنبال مشاوره حقوقی بود.
she was libelled as a fraud by her competitors.
او توسط رقبای خود به عنوان یک کلاهبردار مورد افترا قرار گرفت.
the company faced backlash after being libelled online.
شرکت پس از افترا در فضای آنلاین با واکنش منفی روبرو شد.
he felt deeply libelled by the social media post.
او به شدت احساس کرد که پست رسانه های اجتماعی او را مورد افترا قرار داده است.
libelled in court
به دادگاه متهم شده
libelled for defamation
به دلیل افترا متهم شده
falsely libelled
به طور نادرست متهم شده
libelled by media
توسط رسانه ها متهم شده
libelled and slandered
متهم و بدنام شده
libelled in public
در حضور عموم متهم شده
libelled without proof
بدون ارائه مدرک متهم شده
libelled for lies
به دلیل دروغگویی متهم شده
wrongly libelled
به اشتباه متهم شده
libelled in writing
به صورت کتبی متهم شده
she felt libelled by the false accusations.
او احساس کرد که به دلیل اتهامات نادرست مورد افترا قرار گرفته است.
the newspaper libelled the politician in its latest article.
روزنامه سیاستمدار را در آخرین مقاله خود مورد افترا قرار داد.
he decided to sue for being libelled in the media.
او تصمیم گرفت به دلیل افترا در رسانه ها شکایت کند.
they claimed they were libelled by their former employer.
آنها ادعا کردند که توسط کارفرمای سابق خود مورد افترا قرار گرفته اند.
libelled in the press, she struggled to clear her name.
با وجود افترا در رسانه ها، او برای پاک کردن نام خود تلاش کرد.
the actor was libelled in a gossip column.
بازیگر در یک ستون غیبت مورد افترا قرار گرفت.
after being libelled, he sought legal advice.
پس از افترا، او به دنبال مشاوره حقوقی بود.
she was libelled as a fraud by her competitors.
او توسط رقبای خود به عنوان یک کلاهبردار مورد افترا قرار گرفت.
the company faced backlash after being libelled online.
شرکت پس از افترا در فضای آنلاین با واکنش منفی روبرو شد.
he felt deeply libelled by the social media post.
او به شدت احساس کرد که پست رسانه های اجتماعی او را مورد افترا قرار داده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید