libero

[ایالات متحده]/lɪˈbɛərəʊ/
[بریتانیا]/lɪˈbɛroʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (در فوتبال) یک بازیکن دفاعی آزاد که در خط دفاعی گردش می‌کند؛ (در فوتبال) سوپر
Word Forms
جمعliberos

عبارات و ترکیب‌ها

libero access

دسترسی لیبرو

libero service

خدمات لیبرو

libero role

نقش لیبرو

libero player

بازیکن لیبرو

libero position

موقعیت لیبرو

libero choice

انتخاب لیبرو

libero market

بازار لیبرو

libero environment

محیط لیبرو

libero spirit

روح لیبرو

libero attitude

نگاه لیبرو

جملات نمونه

he plays libero in the volleyball team.

او در تیم والیبال به عنوان لیبرو بازی می‌کند.

the libero is crucial for defense in the game.

لیبرو برای دفاع در بازی بسیار حیاتی است.

she was chosen as the libero for her skills.

او به دلیل مهارت‌هایش به عنوان لیبرو انتخاب شد.

the libero wears a different color jersey.

لیبرو لباس با رنگ متفاوتی می‌پوشد.

as a libero, communication is key on the court.

به عنوان لیبرو، ارتباط کلیدی در زمین بازی است.

he trained hard to improve his libero skills.

او سخت تمرین کرد تا مهارت‌های لیبروی خود را بهبود بخشد.

the libero often receives serves and digs.

لیبرو اغلب سرویس‌ها و دفاع‌ها را دریافت می‌کند.

understanding the libero's role can enhance team performance.

درک نقش لیبرو می‌تواند عملکرد تیم را بهبود بخشد.

the coach praised the libero for his quick reflexes.

مربی به دلیل واکنش‌های سریعش از لیبرو تعریف کرد.

she has a natural talent for playing libero.

او استعداد طبیعی برای بازی کردن به عنوان لیبرو دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید