librated energy
انرژی تنظیمشده
librated motion
حرکت تنظیمشده
librated force
نیروی تنظیمشده
librated system
سیستم تنظیمشده
librated state
حالت تنظیمشده
librated variable
متغیر تنظیمشده
librated position
موقعیت تنظیمشده
librated potential
پتانسیل تنظیمشده
librated path
مسیر تنظیمشده
librated object
شیء تنظیمشده
the book was librated from the dusty shelves.
کتاب از قفسههای پر گرد و غبار آزاد شد.
he felt librated after sharing his thoughts.
او بعد از به اشتراک گذاشتن افکارش احساس آزادی کرد.
the community librated its resources for the event.
جامعه منابع خود را برای این رویداد آزاد کرد.
she finally librated herself from negative thoughts.
او بالاخره خود را از افکار منفی آزاد کرد.
they librated the animals from captivity.
آنها حیوانات را از اسارت آزاد کردند.
his creativity was librated by the new environment.
خلاقیت او توسط محیط جدید آزاد شد.
the software was librated for public use.
نرم افزار برای استفاده عمومی آزاد شد.
after the meeting, he felt librated and inspired.
بعد از جلسه، او احساس آزادی و الهام کرد.
the project was librated from strict guidelines.
پروژه از دستورالعمل های سختگیرانه آزاد شد.
she librated her schedule to make time for hobbies.
او برنامه خود را آزاد کرد تا زمانی را برای سرگرمی ها اختصاص دهد.
librated energy
انرژی تنظیمشده
librated motion
حرکت تنظیمشده
librated force
نیروی تنظیمشده
librated system
سیستم تنظیمشده
librated state
حالت تنظیمشده
librated variable
متغیر تنظیمشده
librated position
موقعیت تنظیمشده
librated potential
پتانسیل تنظیمشده
librated path
مسیر تنظیمشده
librated object
شیء تنظیمشده
the book was librated from the dusty shelves.
کتاب از قفسههای پر گرد و غبار آزاد شد.
he felt librated after sharing his thoughts.
او بعد از به اشتراک گذاشتن افکارش احساس آزادی کرد.
the community librated its resources for the event.
جامعه منابع خود را برای این رویداد آزاد کرد.
she finally librated herself from negative thoughts.
او بالاخره خود را از افکار منفی آزاد کرد.
they librated the animals from captivity.
آنها حیوانات را از اسارت آزاد کردند.
his creativity was librated by the new environment.
خلاقیت او توسط محیط جدید آزاد شد.
the software was librated for public use.
نرم افزار برای استفاده عمومی آزاد شد.
after the meeting, he felt librated and inspired.
بعد از جلسه، او احساس آزادی و الهام کرد.
the project was librated from strict guidelines.
پروژه از دستورالعمل های سختگیرانه آزاد شد.
she librated her schedule to make time for hobbies.
او برنامه خود را آزاد کرد تا زمانی را برای سرگرمی ها اختصاص دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید