librated

[ایالات متحده]/ˈlaɪbreɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈlaɪbreɪtɪd/

ترجمه

vt. نوسان کردن؛ میانگین گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

librated energy

انرژی تنظیم‌شده

librated motion

حرکت تنظیم‌شده

librated force

نیروی تنظیم‌شده

librated system

سیستم تنظیم‌شده

librated state

حالت تنظیم‌شده

librated variable

متغیر تنظیم‌شده

librated position

موقعیت تنظیم‌شده

librated potential

پتانسیل تنظیم‌شده

librated path

مسیر تنظیم‌شده

librated object

شیء تنظیم‌شده

جملات نمونه

the book was librated from the dusty shelves.

کتاب از قفسه‌های پر گرد و غبار آزاد شد.

he felt librated after sharing his thoughts.

او بعد از به اشتراک گذاشتن افکارش احساس آزادی کرد.

the community librated its resources for the event.

جامعه منابع خود را برای این رویداد آزاد کرد.

she finally librated herself from negative thoughts.

او بالاخره خود را از افکار منفی آزاد کرد.

they librated the animals from captivity.

آنها حیوانات را از اسارت آزاد کردند.

his creativity was librated by the new environment.

خلاقیت او توسط محیط جدید آزاد شد.

the software was librated for public use.

نرم افزار برای استفاده عمومی آزاد شد.

after the meeting, he felt librated and inspired.

بعد از جلسه، او احساس آزادی و الهام کرد.

the project was librated from strict guidelines.

پروژه از دستورالعمل های سختگیرانه آزاد شد.

she librated her schedule to make time for hobbies.

او برنامه خود را آزاد کرد تا زمانی را برای سرگرمی ها اختصاص دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید