lieds

[ایالات متحده]/liːdz/
[بریتانیا]/liːdz/

ترجمه

n. آهنگ لیرکی آلمانی، رمانس؛ (Lied) یک نام شخصی؛ (آلمانی، نروژی) Lied
v. گذشته lie، به معنای گفتن یک دروغ

عبارات و ترکیب‌ها

lieds are bad

دروغ‌ها بد هستند

he lieds often

او اغلب دروغ می‌گوید

she lieds too

او هم دروغ می‌گوید

they lieds together

آنها با هم دروغ می‌گفتند

lieds cause trouble

دروغ‌ها باعث ایجاد مشکل می‌شوند

he lieds repeatedly

او بارها و بارها دروغ می‌گوید

lieds hurt feelings

دروغ‌ها باعث رنجش خاطر می‌شوند

no one lieds

هیچ کس دروغ نمی‌گوید

lieds are lies

دروغ‌ها دروغ هستند

جملات نمونه

she lieds about her age.

او در مورد سنش دروغ گفت.

he lieds to avoid getting in trouble.

او برای جلوگیری از دردسر دروغ گفت.

they often lieds to protect their friends.

آنها اغلب برای محافظت از دوستانشان دروغ می‌گفتند.

she never lieds about her feelings.

او هرگز در مورد احساساتش دروغ نمی‌گفت.

he lieds to impress his colleagues.

او برای تحت تاثیر قرار دادن همکارانش دروغ گفت.

she lieds during the interview.

او در طول مصاحبه دروغ گفت.

he lieds about his qualifications.

او در مورد مدارکش دروغ گفت.

they lieds to get out of the situation.

آنها برای رهایی از آن وضعیت دروغ گفتند.

she often lieds to make herself look better.

او اغلب برای بهتر نشان دادن خود دروغ می‌گفت.

he lieds about his past experiences.

او در مورد تجربیات گذشته‌اش دروغ گفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید