Politicians are often accused of prevarication when answering difficult questions.
سیاستمدتها اغلب به دروغگویی و فریبکاری متهم میشوند وقتی به سوالات دشوار پاسخ میدهند.
She detected a hint of prevarication in his response.
او نشانهای از دروغگویی و فریبکاری را در پاسخ او تشخیص داد.
The suspect's prevarication only made the police more suspicious.
دروغگویی و فریبکاری مظنون فقط باعث افزایش مشکوکیت پلیس شد.
His prevarication delayed the decision-making process.
دروغگویی و فریبکاری او روند تصمیمگیری را به تأخیر انداخت.
I can see through your prevarication.
من میتوانم دروغگویی و فریبکاری شما را ببینم.
The prevarication of the witness cast doubt on the validity of his testimony.
دروغگویی و فریبکاری شاهد بر اعتبار شهادت او تردید افکند.
The company's prevarication about the layoffs caused anxiety among employees.
دروغگویی و فریبکاری شرکت در مورد تعدیل نیرو باعث ایجاد اضطراب در بین کارمندان شد.
The prevarication in his speech was evident to everyone in the audience.
دروغگویی و فریبکاری در سخنرانی او برای همه حاضران آشکار بود.
Avoid prevarication and be straightforward in your answers.
از دروغگویی و فریبکاری خودداری کنید و در پاسخهای خود مستقیم باشید.
Her prevarication only served to complicate the situation further.
دروغگویی و فریبکاری او تنها به پیچیدهتر شدن وضعیت کمک کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید