prevarication

[ایالات متحده]/pri-,væri'keiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرار، فرار، دروغ گفتن

جملات نمونه

Politicians are often accused of prevarication when answering difficult questions.

سیاستمدت‌ها اغلب به دروغگویی و فریبکاری متهم می‌شوند وقتی به سوالات دشوار پاسخ می‌دهند.

She detected a hint of prevarication in his response.

او نشانه‌ای از دروغگویی و فریبکاری را در پاسخ او تشخیص داد.

The suspect's prevarication only made the police more suspicious.

دروغگویی و فریبکاری مظنون فقط باعث افزایش مشکوکیت پلیس شد.

His prevarication delayed the decision-making process.

دروغگویی و فریبکاری او روند تصمیم‌گیری را به تأخیر انداخت.

I can see through your prevarication.

من می‌توانم دروغگویی و فریبکاری شما را ببینم.

The prevarication of the witness cast doubt on the validity of his testimony.

دروغگویی و فریبکاری شاهد بر اعتبار شهادت او تردید افکند.

The company's prevarication about the layoffs caused anxiety among employees.

دروغگویی و فریبکاری شرکت در مورد تعدیل نیرو باعث ایجاد اضطراب در بین کارمندان شد.

The prevarication in his speech was evident to everyone in the audience.

دروغگویی و فریبکاری در سخنرانی او برای همه حاضران آشکار بود.

Avoid prevarication and be straightforward in your answers.

از دروغگویی و فریبکاری خودداری کنید و در پاسخ‌های خود مستقیم باشید.

Her prevarication only served to complicate the situation further.

دروغگویی و فریبکاری او تنها به پیچیده‌تر شدن وضعیت کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید