liens

[ایالات متحده]/liːənz/
[بریتانیا]/liːənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع رهن؛ یک حق یا علاقه قانونی که یک وام‌دهنده در ملک وام‌گیرنده دارد، که تا زمانی که تعهد بدهی برآورده نشود، اعطا می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

file liens

وثیقه فایل

property liens

وثیقه‌های دارایی

mechanic liens

وثیقه‌های مکانیکی

tax liens

وثیقه‌های مالیاتی

judgment liens

وثیقه‌های قضایی

lien releases

آزادسازی وثیقه

lien priority

اولویت وثیقه

lien waivers

سلب مسئولیت وثیقه

lien rights

حقوق وثیقه

lien claims

ادعای وثیقه

جملات نمونه

liens can be a complex legal issue.

پیوندها می‌توانند یک مسئله حقوقی پیچیده باشند.

the bank placed liens on the property.

بانک پیوندها را روی ملک قرار داد.

understanding liens is essential for real estate transactions.

درک پیوندها برای معاملات املاک و مستغلات ضروری است.

she was unaware of the liens against her home.

او از پیوندهایی که علیه خانه‌اش وجود داشت بی‌خبر بود.

liens can affect your credit score.

پیوندها می‌توانند بر نمره اعتباری شما تأثیر بگذارند.

he cleared the liens before selling the house.

او پیوندها را قبل از فروش خانه پاک کرد.

liens can be placed for unpaid taxes.

پیوندها می‌توانند به دلیل مالیات پرداخت نشده قرار داده شوند.

she filed a lien against the contractor.

او یک پیوند علیه پیمانکار ثبت کرد.

liens provide security for creditors.

پیوندها امنیت را برای طلبکاران فراهم می‌کنند.

he learned about liens during his finance course.

او در طول دوره مالی خود در مورد پیوندها یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید