a microwave oven could be a lifesaver this Christmas.
یک فر ماکروویو میتواند در این کریسمس جانافزا باشد.
When you're dealing with your parents, laughter can be a lifesaver -- both to help you handle the stress of dealing with sometimes crotchety individuals and to help you bond together.
وقتی با والدین خود سر و کار دارید، خنده میتواند جانافزا باشد - هم برای کمک به شما در مقابله با استرس برخورد با افراد گاهی اوقات بداخلاق و هم برای کمک به شما در ایجاد پیوند با یکدیگر.
A first aid kit can be a real lifesaver in emergencies.
یک جعبه کمکهای اولیه میتواند در شرایط اضطراری واقعاً جانافزا باشد.
Having a backup generator is a lifesaver during power outages.
داشتن یک ژنراتور پشتیبان در هنگام قطع برق، جانافزا است.
Learning CPR can make you a lifesaver in cardiac emergencies.
یادگیری CPR میتواند شما را در شرایط اورژانسی قلبی، جانافزا کند.
Having a reliable babysitter can be a lifesaver for busy parents.
داشتن یک پرستار بچه قابل اعتماد میتواند برای والدین پرمشغله، جانافزا باشد.
Carrying a spare tire is a lifesaver in case of a flat tire.
نگهداری یک لاستیک زاپاس در صورت پنچری لاستیک، جانافزا است.
A good umbrella can be a lifesaver in sudden rainstorms.
یک چتر خوب میتواند در هنگام بارش ناگهانی باران، جانافزا باشد.
Emergency funds are a financial lifesaver in times of crisis.
صندوقهای اضطراری در زمان بحران، یک نجاتدهنده مالی هستند.
Having a reliable internet connection is a lifesaver for remote workers.
داشتن یک اتصال اینترنت قابل اعتماد برای کارمندان دورکار، جانافزا است.
Good time management skills can be a lifesaver when juggling multiple tasks.
مهارتهای خوب مدیریت زمان میتواند در هنگام انجام چندین کار به طور همزمان، جانافزا باشد.
A well-stocked pantry can be a lifesaver when you're too busy to go grocery shopping.
یک انباری خوب مجهز میتواند در زمانی که خیلی خسته هستید که برای خرید مواد غذایی بیرون بروید، جانافزا باشد.
a microwave oven could be a lifesaver this Christmas.
یک فر ماکروویو میتواند در این کریسمس جانافزا باشد.
When you're dealing with your parents, laughter can be a lifesaver -- both to help you handle the stress of dealing with sometimes crotchety individuals and to help you bond together.
وقتی با والدین خود سر و کار دارید، خنده میتواند جانافزا باشد - هم برای کمک به شما در مقابله با استرس برخورد با افراد گاهی اوقات بداخلاق و هم برای کمک به شما در ایجاد پیوند با یکدیگر.
A first aid kit can be a real lifesaver in emergencies.
یک جعبه کمکهای اولیه میتواند در شرایط اضطراری واقعاً جانافزا باشد.
Having a backup generator is a lifesaver during power outages.
داشتن یک ژنراتور پشتیبان در هنگام قطع برق، جانافزا است.
Learning CPR can make you a lifesaver in cardiac emergencies.
یادگیری CPR میتواند شما را در شرایط اورژانسی قلبی، جانافزا کند.
Having a reliable babysitter can be a lifesaver for busy parents.
داشتن یک پرستار بچه قابل اعتماد میتواند برای والدین پرمشغله، جانافزا باشد.
Carrying a spare tire is a lifesaver in case of a flat tire.
نگهداری یک لاستیک زاپاس در صورت پنچری لاستیک، جانافزا است.
A good umbrella can be a lifesaver in sudden rainstorms.
یک چتر خوب میتواند در هنگام بارش ناگهانی باران، جانافزا باشد.
Emergency funds are a financial lifesaver in times of crisis.
صندوقهای اضطراری در زمان بحران، یک نجاتدهنده مالی هستند.
Having a reliable internet connection is a lifesaver for remote workers.
داشتن یک اتصال اینترنت قابل اعتماد برای کارمندان دورکار، جانافزا است.
Good time management skills can be a lifesaver when juggling multiple tasks.
مهارتهای خوب مدیریت زمان میتواند در هنگام انجام چندین کار به طور همزمان، جانافزا باشد.
A well-stocked pantry can be a lifesaver when you're too busy to go grocery shopping.
یک انباری خوب مجهز میتواند در زمانی که خیلی خسته هستید که برای خرید مواد غذایی بیرون بروید، جانافزا باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید