a constant menace
تهدید دائمی
pose a menace
تهدید ایجاد کردن
potential menace
تهدید بالقوه
menace to society
تهدید برای جامعه
the menace of nuclear war.
تهدید جنگ هستهای
menace with one's fist clenched.
تهدید کردن با مشت گره شده.
the snakes are a menace to farm animals.
مارها برای حیوانات مزرعه یک تهدید هستند.
They menaced her with a whip.
آنها با شلاق او را تهدید کردند.
He spoke with menace in his voice.
او با تهدید در صدایش صحبت کرد.
a new initiative aimed at beating the menace of drugs.
یک طرح جدید با هدف مقابله با خطرات ناشی از مواد مخدر.
Africa's elephants are still menaced by poaching.
فیلهای آفریقا هنوز هم مورد تهدید شکار غیرقانونی قرار دارند.
a toddler who was a menace in a shop full of crystal.
یک کودک خردسال که در یک مغازه پر از کریستال یک تهدید بود.
A careless driver is a menace to all road users.
یک راننده بیاحتیاط یک تهدید برای همه کاربران جاده است.
A tone of menace entered into the man's voice.
یک لحن تهدید وارد صدای مرد شد.
The people are being menaced by the threat of war.
مردم در معرض تهدید جنگ قرار دارند.
The big hole outside the house is a menace to children's safety.
گودال بزرگ بیرون از خانه برای ایمنی کودکان یک تهدید است.
The man’s worse than irritating,he’s a positive menace!
او از آزاردهنده هم فراتر است، او یک خطر مثبت است!
United looked woefully short of menace in attack.
منچستر یونایتد به طرز غم انگیزی در حمله فاقد تهدید بود.
A man who drives fast is a menace to other people.
مردی که سریع رانندگی میکند برای افراد دیگر یک تهدید است.
The man's worse than irritating, he's a positive menace!
او از آزاردهنده هم فراتر است، او یک خطر مثبت است!
On the other hand, terroristic, splittism and ultraism increase the safe menace that is not traditional domain likely.
از طرف دیگر، تروریسم، تجزیهطلبی و افراطگرایی باعث افزایش تهدید امنیتی میشود که احتمالاً در حوزه سنتی نیست.
While the story was a yawner, the star, a six-legged menace, was the first animat -- an internally driven artificial animal.
در حالی که داستان خستهکننده بود، ستاره، یک تهدید ششپا، اولین آنیمات بود - یک حیوان مصنوعی با نیروی محرکه داخلی.
Two strangers menaced him with pistols and forced him to give up his money.
دو غریبه با مسلسل او را تهدید کردند و مجبورش کردند پولش را بدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید