lightsomenesses

[ایالات متحده]/['laitsəmnəsɪz]/
[بریتانیا]/['laitsəmnəsɪz]/

ترجمه

n. کیفیت سبک، شاداب یا بی‌خیال بودن؛ حالت روشن یا درخشان بودن

عبارات و ترکیب‌ها

pure lightsomenesses

نورهای خالص

bright lightsomenesses

نورهای درخشان

natural lightsomenesses

نورهای طبیعی

soft lightsomenesses

نورهای ملایم

gentle lightsomenesses

نورهای لطیف

radiant lightsomenesses

نورهای پرنور

vibrant lightsomenesses

نورهای زنده

delicate lightsomenesses

نورهای ظریف

whimsical lightsomenesses

نورهای خیال انگیز

ethereal lightsomenesses

نورهای فرازمینی

جملات نمونه

her lightsomenesses brought joy to everyone around her.

نور و شادی او شادی را برای همه اطرافیان به ارمغان آورد.

the lightsomenesses of the festival made it unforgettable.

نور و شادی جشنواره آن را فراموش‌نشدنی کرد.

he danced with such lightsomenesses that it captivated the audience.

او با چنان نور و شادی‌ای می‌رقصید که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

in her lightsomenesses, she found a way to inspire others.

در نور و شادی او، او راهی برای الهام بخشیدن به دیگران یافت.

the lightsomenesses of spring made everyone feel alive.

نور و شادی بهار باعث شد همه احساس زندگی کنند.

his lightsomenesses shone through even in tough times.

نور و شادی او حتی در زمان‌های سخت نیز می‌درخشید.

the lightsomenesses of her laughter filled the room.

نور و شادی خنده‌های او اتاق را پر کرد.

they approached the task with lightsomenesses, making it enjoyable.

آنها با نور و شادی به این کار پرداختند و آن را لذت بخش کردند.

her lightsomenesses was like a breath of fresh air.

نور و شادی او مانند نسیمی تازه بود.

with lightsomenesses, they celebrated their small victories.

با نور و شادی، پیروزی‌های کوچک خود را جشن گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید