lilted song
آهنگ ریتمیک
lilted voice
صدای ریتمیک
lilted melody
ملودی ریتمیک
lilted speech
گفتار ریتمیک
lilted rhythm
ریتم ریتمیک
lilted tune
آهنگ ریتمیک
lilted laughter
خنده ریتمیک
lilted phrases
عبارات ریتمیک
lilted chant
اجرای ریتمیک
lilted conversation
گفتگوی ریتمیک
the song had a lilted melody that made everyone smile.
آهنگ دارای یک ملودی ریتمیک بود که باعث لبخند روی چهره همه می شد.
she spoke with a lilted accent that was charming.
او با لهجه ای ریتمیک صحبت کرد که جذاب بود.
the children's laughter was lilted and joyful.
خنده کودکان ریتمیک و شاداب بود.
his poetry often features lilted rhythms.
شعر او اغلب دارای ریتم های ریتمیک است.
the dance had a lilted quality that captivated the audience.
رقص دارای کیفیتی ریتمیک بود که مخاطبان را مجذوب خود کرد.
they sang in a lilted fashion that echoed through the hall.
آنها به روشی ریتمیک آواز خواندند که در سالن طنین انداز شد.
her laughter was lilted, ringing like a bell.
خنده او ریتمیک بود، مانند صدای زنگ.
the lilted speech of the narrator added to the story's charm.
سخنرانی ریتمیک راوی به جذابیت داستان افزود.
he wrote with a lilted style that was easy to read.
او با سبکی ریتمیک نوشت که خواندن آن آسان بود.
the lilted tune stayed in my head all day.
ملودی ریتمیک در تمام روز در ذهنم ماندگار بود.
lilted song
آهنگ ریتمیک
lilted voice
صدای ریتمیک
lilted melody
ملودی ریتمیک
lilted speech
گفتار ریتمیک
lilted rhythm
ریتم ریتمیک
lilted tune
آهنگ ریتمیک
lilted laughter
خنده ریتمیک
lilted phrases
عبارات ریتمیک
lilted chant
اجرای ریتمیک
lilted conversation
گفتگوی ریتمیک
the song had a lilted melody that made everyone smile.
آهنگ دارای یک ملودی ریتمیک بود که باعث لبخند روی چهره همه می شد.
she spoke with a lilted accent that was charming.
او با لهجه ای ریتمیک صحبت کرد که جذاب بود.
the children's laughter was lilted and joyful.
خنده کودکان ریتمیک و شاداب بود.
his poetry often features lilted rhythms.
شعر او اغلب دارای ریتم های ریتمیک است.
the dance had a lilted quality that captivated the audience.
رقص دارای کیفیتی ریتمیک بود که مخاطبان را مجذوب خود کرد.
they sang in a lilted fashion that echoed through the hall.
آنها به روشی ریتمیک آواز خواندند که در سالن طنین انداز شد.
her laughter was lilted, ringing like a bell.
خنده او ریتمیک بود، مانند صدای زنگ.
the lilted speech of the narrator added to the story's charm.
سخنرانی ریتمیک راوی به جذابیت داستان افزود.
he wrote with a lilted style that was easy to read.
او با سبکی ریتمیک نوشت که خواندن آن آسان بود.
the lilted tune stayed in my head all day.
ملودی ریتمیک در تمام روز در ذهنم ماندگار بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید