limer light
نور لیمر
limer juice
آب لیمر
limer tree
درخت لیمر
limer fruit
میوه لیمر
limer cake
کیک لیمر
limer zest
پوست لیمر
limer peel
پوست لیمر
limer oil
روغن لیمر
limer flavor
طعم لیمر
limer slice
اسلایس لیمر
he decided to limer his way through the party.
او تصمیم گرفت با استفاده از روش خاص خود از مهمانی عبور کند.
she loves to limer in the park during the weekends.
او عاشق استفاده از روش خاص خود در پارک در آخر هفته هاست.
we need to limer our plans for the upcoming event.
ما باید برنامه های خود را برای رویداد آینده بهینه کنیم.
the teacher asked us to limer our stories before sharing.
معلم از ما خواست داستان های خود را قبل از به اشتراک گذاشتن بهینه کنیم.
it's important to limer your goals to stay focused.
برای متمرکز ماندن، مهم است که اهداف خود را بهینه کنید.
he tried to limer his presentation for better clarity.
او سعی کرد ارائه خود را برای وضوح بیشتر بهینه کند.
they want to limer their budget for the project.
آنها می خواهند بودجه خود را برای پروژه بهینه کنند.
she often limers her daily routine to save time.
او اغلب برنامه روزانه خود را برای صرفه جویی در زمان بهینه می کند.
to succeed, you must limer your strategies.
برای موفقیت، باید استراتژی های خود را بهینه کنید.
he tends to limer his thoughts when writing.
او معمولاً هنگام نوشتن افکار خود را بهینه می کند.
limer light
نور لیمر
limer juice
آب لیمر
limer tree
درخت لیمر
limer fruit
میوه لیمر
limer cake
کیک لیمر
limer zest
پوست لیمر
limer peel
پوست لیمر
limer oil
روغن لیمر
limer flavor
طعم لیمر
limer slice
اسلایس لیمر
he decided to limer his way through the party.
او تصمیم گرفت با استفاده از روش خاص خود از مهمانی عبور کند.
she loves to limer in the park during the weekends.
او عاشق استفاده از روش خاص خود در پارک در آخر هفته هاست.
we need to limer our plans for the upcoming event.
ما باید برنامه های خود را برای رویداد آینده بهینه کنیم.
the teacher asked us to limer our stories before sharing.
معلم از ما خواست داستان های خود را قبل از به اشتراک گذاشتن بهینه کنیم.
it's important to limer your goals to stay focused.
برای متمرکز ماندن، مهم است که اهداف خود را بهینه کنید.
he tried to limer his presentation for better clarity.
او سعی کرد ارائه خود را برای وضوح بیشتر بهینه کند.
they want to limer their budget for the project.
آنها می خواهند بودجه خود را برای پروژه بهینه کنند.
she often limers her daily routine to save time.
او اغلب برنامه روزانه خود را برای صرفه جویی در زمان بهینه می کند.
to succeed, you must limer your strategies.
برای موفقیت، باید استراتژی های خود را بهینه کنید.
he tends to limer his thoughts when writing.
او معمولاً هنگام نوشتن افکار خود را بهینه می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید