limited-means household
خانوارهای با منابع محدود
limited-means individuals
افراد با منابع محدود
limited-means patients
بیماران با منابع محدود
supporting limited-means
حمایت از افراد با منابع محدود
the charity assists families with limited means to access nutritious food.
این خیریه خانوادههایی را که منابع محدودی دارند، در دستیابی به غذاهای مغذی کمک میکند.
many small businesses struggle with limited means and resources.
بسیاری از کسب و کارهای کوچک با منابع و منابع محدود مبارزه میکنند.
he pursued his education despite having limited means as a child.
او تحصیل خود را ادامه داد، در حالی که در کودکی منابع محدودی داشت.
the program provides support to artists with limited means.
این برنامه حمایتی از هنرمندانی که منابع محدودی دارند، ارائه میدهد.
they managed to start a business with limited means and ingenuity.
آنها با منابع محدود و خلاقیت، توانستند یک کسب و کار راهاندازی کنند.
the community center offers classes for individuals with limited means.
مرکز اجتماعی کلاسهایی را برای افرادی با منابع محدود ارائه میدهد.
she volunteered her time to help those with limited means.
او زمان خود را به صورت داوطلبانه برای کمک به افرادی با منابع محدود اختصاص داد.
the government aims to support families with limited means through subsidies.
دولت قصد دارد با کمکهای مالی، خانوادههایی با منابع محدود را حمایت کند.
they faced significant challenges due to their limited means.
آنها به دلیل منابع محدود خود با چالشهای قابل توجهی مواجه شدند.
the organization provides affordable housing for people with limited means.
این سازمان مسکنی قابل پرداخت را برای افرادی با منابع محدود فراهم میکند.
even with limited means, they found ways to support their children's education.
حتی با منابع محدود، آنها راههایی برای حمایت از آموزش فرزندان خود پیدا کردند.
limited-means household
خانوارهای با منابع محدود
limited-means individuals
افراد با منابع محدود
limited-means patients
بیماران با منابع محدود
supporting limited-means
حمایت از افراد با منابع محدود
the charity assists families with limited means to access nutritious food.
این خیریه خانوادههایی را که منابع محدودی دارند، در دستیابی به غذاهای مغذی کمک میکند.
many small businesses struggle with limited means and resources.
بسیاری از کسب و کارهای کوچک با منابع و منابع محدود مبارزه میکنند.
he pursued his education despite having limited means as a child.
او تحصیل خود را ادامه داد، در حالی که در کودکی منابع محدودی داشت.
the program provides support to artists with limited means.
این برنامه حمایتی از هنرمندانی که منابع محدودی دارند، ارائه میدهد.
they managed to start a business with limited means and ingenuity.
آنها با منابع محدود و خلاقیت، توانستند یک کسب و کار راهاندازی کنند.
the community center offers classes for individuals with limited means.
مرکز اجتماعی کلاسهایی را برای افرادی با منابع محدود ارائه میدهد.
she volunteered her time to help those with limited means.
او زمان خود را به صورت داوطلبانه برای کمک به افرادی با منابع محدود اختصاص داد.
the government aims to support families with limited means through subsidies.
دولت قصد دارد با کمکهای مالی، خانوادههایی با منابع محدود را حمایت کند.
they faced significant challenges due to their limited means.
آنها به دلیل منابع محدود خود با چالشهای قابل توجهی مواجه شدند.
the organization provides affordable housing for people with limited means.
این سازمان مسکنی قابل پرداخت را برای افرادی با منابع محدود فراهم میکند.
even with limited means, they found ways to support their children's education.
حتی با منابع محدود، آنها راههایی برای حمایت از آموزش فرزندان خود پیدا کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید