dog limps
سگ لنگ میزند
he limps
او لنگ میزند
she limps
او (مؤنث) لنگ میزند
limps along
با لنگیدن به راه ادامه میدهد
limps home
به خانه لنگ میزند
limps back
برمیگردد و لنگ میزند
limps slightly
کمی لنگ میزند
limps badly
به شدت لنگ میزند
limps forward
به جلو لنگ میزند
limps away
دور میشود و لنگ میزند
the dog limps after injuring its paw.
سگ پس از آسیبدیدگی پنجهاش، راه میرود.
he limps due to an old football injury.
او به دلیل آسیبدیدگی قدیمی فوتبال راه میرود.
she limps slightly but still manages to walk.
او کمی راه میرود اما هنوز هم موفق به راه رفتن میشود.
the horse limps when it steps on a sharp stone.
اسب وقتی روی سنگ تیز میگذارد، راه میرود.
after the accident, he limps when he walks.
پس از حادثه، او هنگام راه رفتن راه میرود.
the cat limps, indicating it might be hurt.
گربه راه میرود، که نشان میدهد ممکن است آسیب دیده باشد.
she noticed he limps more on cold days.
او متوجه شد که او در روزهای سرد بیشتر راه میرود.
despite his limp, he runs marathons.
با وجود راه رفتنش، او ماراتن میدود.
the old man limps slowly down the street.
مرد پیر به آرامی در امتداد خیابان راه میرود.
with a broken leg, she limps to her car.
با پای شکسته، او به سمت ماشینش راه میرود.
dog limps
سگ لنگ میزند
he limps
او لنگ میزند
she limps
او (مؤنث) لنگ میزند
limps along
با لنگیدن به راه ادامه میدهد
limps home
به خانه لنگ میزند
limps back
برمیگردد و لنگ میزند
limps slightly
کمی لنگ میزند
limps badly
به شدت لنگ میزند
limps forward
به جلو لنگ میزند
limps away
دور میشود و لنگ میزند
the dog limps after injuring its paw.
سگ پس از آسیبدیدگی پنجهاش، راه میرود.
he limps due to an old football injury.
او به دلیل آسیبدیدگی قدیمی فوتبال راه میرود.
she limps slightly but still manages to walk.
او کمی راه میرود اما هنوز هم موفق به راه رفتن میشود.
the horse limps when it steps on a sharp stone.
اسب وقتی روی سنگ تیز میگذارد، راه میرود.
after the accident, he limps when he walks.
پس از حادثه، او هنگام راه رفتن راه میرود.
the cat limps, indicating it might be hurt.
گربه راه میرود، که نشان میدهد ممکن است آسیب دیده باشد.
she noticed he limps more on cold days.
او متوجه شد که او در روزهای سرد بیشتر راه میرود.
despite his limp, he runs marathons.
با وجود راه رفتنش، او ماراتن میدود.
the old man limps slowly down the street.
مرد پیر به آرامی در امتداد خیابان راه میرود.
with a broken leg, she limps to her car.
با پای شکسته، او به سمت ماشینش راه میرود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید