lineation

[ایالات متحده]/ˌlɪnɪˈeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌlɪniˈeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل یا فرآیند علامت‌گذاری یک خط

عبارات و ترکیب‌ها

lineation process

فرآیند خط‌گذاری

lineation method

روش خط‌گذاری

lineation style

سبک خط‌گذاری

lineation technique

تکنیک خط‌گذاری

lineation pattern

الگوی خط‌گذاری

lineation rules

قوانین خط‌گذاری

lineation approach

رویکرد خط‌گذاری

lineation analysis

تجزیه و تحلیل خط‌گذاری

lineation feature

ویژگی خط‌گذاری

lineation example

مثال خط‌گذاری

جملات نمونه

the lineation of the poem creates a unique rhythm.

چیدمان شعر ریتمی منحصر به فرد ایجاد می‌کند.

understanding the lineation in art can enhance appreciation.

درک خط‌گذاری در هنر می‌تواند باعث افزایش قدردانی شود.

the lineation of the text helps to clarify its meaning.

خط‌گذاری متن به روشن شدن معنای آن کمک می‌کند.

different lineation styles can convey various emotions.

سبک‌های مختلف خط‌گذاری می‌توانند احساسات مختلفی را منتقل کنند.

lineation is crucial in the formatting of academic papers.

خط‌گذاری در قالب‌بندی مقالات علمی بسیار مهم است.

the artist's lineation technique is quite innovative.

تکنیک خط‌گذاری هنرمند بسیار نوآورانه است.

proper lineation can improve readability in documents.

خط‌گذاری مناسب می‌تواند خوانایی اسناد را بهبود بخشد.

the lineation of the landscape painting is stunning.

خط‌گذاری نقاشی منظره خیره‌کننده است.

lineation in dance choreography adds visual appeal.

خط‌گذاری در طراحی رقص جذابیت بصری را اضافه می‌کند.

the lineation of the script was carefully planned.

خط‌گذاری فیلمنامه به دقت برنامه‌ریزی شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید