lipsticked

[ایالات متحده]/ˈlɪp.stɪkt/
[بریتانیا]/ˈlɪp.stɪkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. رژ لب زده\nv. رژ لب زدن

عبارات و ترکیب‌ها

lipsticked smile

لبخند آرایشی

lipsticked lips

لب‌های آرایشی

lipsticked cheek

گونه‌های آرایشی

lipsticked look

ظاهر آرایشی

lipsticked beauty

زیبایی آرایشی

lipsticked glamour

جاذبه آرایشی

lipsticked style

سبک آرایشی

lipsticked charm

جذابیت آرایشی

lipsticked expression

حالت چهره آرایش شده

lipsticked appearance

ظاهر آرایش شده

جملات نمونه

she walked into the room, lipsticked and confident.

او با رژ لب و اعتماد به نفس وارد اتاق شد.

the actress appeared lipsticked and glamorous at the premiere.

بازیگر با رژ لب و جذاب در مراسم افتتاحیه ظاهر شد.

her lipsticked smile brightened the entire party.

لبخند رژ لب زده او کل مهمانی را روشن کرد.

with her lipsticked pout, she caught everyone's attention.

با لب‌های رژ لب زده‌اش، توانست توجه همه را جلب کند.

he complimented her lipsticked look, saying it was stunning.

او ظاهر رژ لب زده‌اش را تحسین کرد و گفت که فوق العاده است.

she always felt more empowered when she was lipsticked.

وقتی رژ لب داشت، احساس قدرت بیشتری می‌کرد.

her lipsticked lips were the highlight of her makeup.

لب‌های رژ لب زده‌اش برجسته‌ترین بخش آرایش او بود.

the model showcased a lipsticked look for the fashion show.

مدل یک ظاهر رژ لب زده را در نمایش مد به نمایش گذاشت.

she carefully applied her lipsticked before the big event.

او قبل از رویداد مهم، رژ لب خود را با دقت استفاده کرد.

he noticed her lipsticked expression in the photograph.

او عبارت رژ لب زده‌اش را در عکس متوجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید